تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
مقلا و به رومى بذاليون و به عربى قفر و كور و به فارسى بوى جهودان براى آنكه يهودان آن را بسيار بخور مىنمايند . . . صمغ درختى است به قدر درخت كندر و بسيار عظيم و در سواحل بحر عمان . . . و بلاد هند كثير الوجود و انواع مىباشد و همه تلخ . آنچه صمغ آن مايل بسرخى و تلخى است مقل ازرق نامند و آنچه مايل به زردى مقل اليهود و مايل به تيرگى و كثافت و سياهى و نرمى . . . را صقالبى و آنچه از نواحى يمن خيزد و بادنجانى رنگ مىباشد مقل عربى گويند و بهترين آن صافى خالص براق لزج چسبنده نرم خوشبوى زرد مايل به تلخى آن است . ( مخزن ) . هذا الاسم واقع على صمغ شجرة و على نوع من انواع الشجر . . . و صمغ الشجرة الذى هو الذى كثر استعماله فى كتب الطب و ذلك الصمغ هو الذى يقال له المقل الازرق و هو مقل اليهود ( شرح اسماء ، م 230 ) . در عربى لفظ مقل اطلاق مىشود بر : ( 1 ) « دوم » بر - وزن روم يا بر وزن لون و اين گياه نخلى از گياهان بومى مصر عليا و نوبه و عربستان است . مقل را به عربى و قل بر وزن نقل نيز گويند . در قديم چنين تصور مىشد كه مقل داراى صمغى است به نام مقل مكى ( به لاتينى
Bdellium - aegypticum
و بفرانسه
Bdellium - ( de lamecque
و حال آنكه مقل يا « دوم » داراى صمغ نيست و مقل مكى شايد عبارت بوده است از صمغ درخت مورد بحث كه نام علمى ( لاتينى ) آن
Balsamodendron africanum
است و شايد همچنانكه ابن بيطار نوشته است همان مقل اليهود باشد كه درخت آن را كور بر وزن زور خوانده‌اند . ( 2 ) لفظ مقل بمعنى مقل هندى است و آن صمغ درختى است كه به لاتينى
Balsa - modendron muki
گفته مىشود ( مايرهوف ، م 230 ) . نيز ، ر ك : مقل مكّى .

مقل مكى

( Moql - e - makki )
مقل مكى سردست و خشك اندر آخر درجهء اول . معده قوى كردانذ و روذ كانى . الابنيه ( بهم 316 ، زل 249 ) دربارهء مقل مكى در ذيل مقل بحث كرده و نام‌هاى لاتينى و فرانسويش را نوشته - ام و در اينجا فقط به نقل مطالبى ديگر دربارهء مقل مكى مىپردازم زيرا در بعضى كتب مفردات طبى مقل و مقل مكى هر كدام عنوانى جداگانه دارد چنان كه هروى نيز از اين دو دارو جداگانه سخن گفته است . در ترجمهء صيدنه ذيل مقل دربارهء مقل مكى چنين نوشته‌اند : مقل - مكى ميوهء درخت « دوم » است و سرد است بطبع و قابض است و نوعى ديگر از او هندى است و اين نوع به لون
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 377 | منوچهر اميرى