رمّان برّى است كه حب القلقل ثمر آن است و بعضى گفتهاند كه نوعى از سورنجان است و اصل آن است كه غير آن هر دو است ( مخزن ) . و يقال مغاث و هو اصل الرمان البرى و قيل انه اصل شجرة الفلفل ( شرح اسماء ، م 219 ) .
با اينكه اين دارو امروز در بازارهاى خاورميانه و قاهره فروخته مىشود و منشأ آن معلوم نشده است . شواينفورث
Schweinfurth
گمان مىكند كه اين گياه در كوهستانهاى غربى ايران مىرويد . معاث با عين بىنقطه مصحف مغاث و فلفل ( با فا ) نيز مصحف قلقل با قاف است و بر خلاف تصور نويسندگان قديم اسلامى و گياهشناسان معاصر مغاث هيچ ربطى به انار دشتى ( رمّان برى ) ندارد ( مايرهوف ، م 219 ) . گياهى است از تيرهء پنير كيان كه ريشهاش مورد استفاده داروئى است ، رمان برى ، مغيث انار صحرائى ( فرهنگ معين ) .
مغناطيس
( ر ك : حجر المغناطيس )
مقل
( Moql )
( لا )
Balsamodendron africanum
( فر )
Bdellium
مقل كرم و نرمست به نزديك بعضى از طبيبان .
الابنيه ( بهم 315 ، زل 248 )
ليث گويد مقل نوعى است از كندر كه جهودان به او بخور كنند و او را در ادويه به كار برند . ابو حنيفه گويد مقل صمغ است شبيه كندر و لون او سرخ است و بوى او خوش باشد و درخت او لبان است و در ادويه به كار شود و ذكر او در حرف لام كردهايم و به سريانى او را مقلا گويند . . به لغت پارسى بوى جهودان گويند و ابو معاذ گويد عرب بوى جهودان را مقل گويند و قفر و كور گويند و به لغت هندوى او را ككل گويند و بعضى كرگر گفتهاند . ديسقوريدس گويد مقل از درخت بيرون آيد چنان كه صمغ - هاى ديگر و علامت جودت در وى آن است كه پاكيزه باشد و چوب و خس با او آميخته نباشد و طعم او طلخ بود .
جالينوس گويد مقل سه نوع است يك - نوع از او مقل صيقلى است . او به لون سياه است و از مقل عربى نرمتر است و مقل عربى پاكيزهتر است و نوع سيم مقل هندى است و بولس گويد معدن او در بلاد عرب است و صافى بود و جرم او لزج بود و زود شكسته شود و خوش بوى بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 118 ) . در هداية المتعلمين مقل در موارد عديده براى معالجه بيماريهاى مختلف تجويز شده است ( ر ك : همان كتاب ، فهرست داروها ) . مؤلف اغراض الطبيه ذيل مقل - اليهود مىنويسد : « گرم است به درجهء اول » الى آخر ( ص 625 ) . به سريانى