جون با معجونهاى بزرگ بياميزند .
الابنيه ( بهم 20 ، زل 18 )
ناظم الاطبا معجونهاى بزرگ را چنين تعريف مىكند : داروهاى نرم كوفته و با انگبين سرشته كه رچال نيز گويند ( فرهنگ نفيسى ) . معجون داروئى مركب از چند دوا كه با هم مخلوط كرده باشند ( فرانسه
( Electuair
جمع آن معاجين ( فرهنگ نفيسى ) . و اما معجونهاى بزرگ عبارت بوده است از : ترياق فاروق ، متروديطوس ( ر ك : همين مواد ) و جز اينها . براى آگاهى دربارهء معجون و انواع آن و از جملهء « معجونهاى بزرگ » رجوع فرمائيد به اغراض الطبيه ، باب هفتم ، ص 665 ببعد و باب بيست و سوم ، ص 711 ببعد و تحفة المؤمنين ، باب معاجين ، ص 299 ببعد و مخزن - الادويه ( قسمت قرابادين ) ص 117 ببعد .
معشوق
( M s ? uq )
دهن المعشوق ، روغن معشوق را منفعت جون منفعت روغن ساطمست .
الابنيه ( بهم 151 ، زل 123 )
مرحوم استاد بهمنيار مىنويسد : در فرهنگ خاتمهء مخزن دوائى به نام معشوقا ضبط شده و مىنويسد شامل جمست و ماهودانه است ( بهمنيار ، 151 ) . از مخزن الادويه گذشته در ميان مآخذى كه به آن دسترسى داشتم نام « معشوق » فقط در مفردات ابن بيطار آمده است : « معشوق هو الجمشت من الحجاره و اما من النبات فهو من الماهودانه » . آخوندوف به پيروى از ابن بيطار و مترجم فرانسوى آن لكلرك معشوق را همان ماهودانه يا حب الملوك ( به لاتينى
( Euphorbia lathyridis
مىداند . ر ك : ماهودانه .
معصفر
( ر ك : قرطم )
مغاث
( Moqas )
( لا )
Glossostemon bruguieri
( فر )
Racine de glossostemon
مغاث كرم و نرمست اندر درجهء دوم و جون طلا كنند بر اندامهاى آزرده نيك بوذ .
الابنيه ( بهم 326 ، زل 257 )
چوبى است هندى و به لون سپيد است و چون پيوندى از اعضا از موضع خود بىجاى شود در علاج آن به كار برده شود .
مغاث بيخ انار دشتى است و در كتب ادويه بسيار آوردهاند كه او ميوهء درخت مغاث است و محمد زكريا در كتب خود ذكر كرده است كه او مغاث هندى است و به اين سبب تصور مىكنيم كه مغاث متنوع است ( ترجمهء صيدنه ، ب 118 ) .
گفتهاند كه بيخ درخت قلقل است ( اغراض ، 625 ) . بيخى است دراز و سطبر و پوست او سياه مايل به سرخى و جوفش ما بين سفيدى و زردى ( تحفه ، 247 ) . بعضى شبهه نمودهاند كه آن بيخ