تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
( فر )
Litharge
مرداسنج به تازى مرتك بوذ . . . و مانندهء معدنيهاست . الابنيه ( بهم 321 ، زل 253 ) در تمام مآخذ « مرداسنج » آمده است الا الصيدنه كه ابو ريحان در عنوان مرد - ارسنج با دو راى مهمله نوشته و در متن يك بار به مرداسنج بدون را اشاره كرده است . مرداسنج معرب مرداسنگ فارسى است و باز در تمام منابع از اين لغت به عنوان مرداسنگ ياد كرده‌اند الا الصيدنه كه ابو ريحان به جاى مرد - اسنگ مرتاسنگ نوشته است . خود هروى نيز به جاى مرداسنج در جاهاى ديگر كتاب خود مرداسنگ نوشته است فى المثل در ديباچهء كتاب هنگام بحث دربارهء انواع زهر مىنويسد : جنس آن است كه چون بخورند زهرست و چون بر بيرون طلا كنند ترياك است چون مرداسنگ ( بهم 3 ، زل 5 ) . همچنين در ذيل ماده « بيش » به جاى مرداسنج مرداسنگ نوشته است . ابو ريحان در الصيدنه ذيل مردارسنج چنين گويد : مردارسنج بالروميه ليترغوروس . . . و بالفارسيه مرتاسنگ قال الخليل و هو المرتنج . حمزه هو مرده‌سنك . . . المرداسنج ( الصيدنه ، ب 120 ) . مرداسنگ را به لغت رومى ليثرغورس گويند و به عربى مرتج گويند و حمزه او را مرداسنگ گويد و نوعى از او آن است كه از ريگ سازند . . . نوعى ديگر آن است كه از ارزير سازند و نوعى ديگر از سيم سازند ( ترجمهء صيدنه ، ب 116 ) . در هداية المتعلمين نيز در موارد عديده « مرداسنگ » براى درمان بيماريها تجويز شده است ( ر ك : همان كتاب ، فهرست داروها ) . معرب مرداسنگ فارسى است و نيز در فارسى مرداهنگ و به يونانى ليدوخورس نامند . جسمى حجرى است مصنوع از اجساد معدنيه سواى آهن و بيشتر از سرب و قلعى به طريق احراق به عمل مىآورند و ذهبى آن سرخ و فضى بنفش و رصاصى مايل به سرخى و زردى است و بهترين آن صاف زرد رنگ براق سنگين آن است ( مخزن ) . مرتك هو المرداسنج ( شرح اسماء ، م 239 ) . مرداسنج معرب كلمهء فارسى مرداسنگ است كه اصل آن مردارسنگ بمعنى سنگ مردار و ناپاك مىباشد و مرتك صورت مختصر و ابتر آن است و اين لفظ تا امروز در زبان اسپانيائى به هيأت آلمارتاگا
Almartaga
باقى مانده است ( مايرهوف ، م 239 ) . مردار - سنگ [ با دو راء ] اكسيد دو ظرفيتى سرب متبلور يا پروتواكسيد ازت به فرومول
PbO
مىباشد . اين اكسيد پس از ذوب و سرد شدن متبلور مىگردد و به نام ليتارژ يا مردارسنگ ناميده مىگردد