تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و خاردار و از زخم كردن درخت و گرفتن آب سايل آن حاصل مىشود و در اول ترشح سفيد است و بعد از خشكى رنگين مىشود و بسيار تلخ است و بهترين او مايل به سرخى و تندبوى و سبك وزن و زودشكن و صاف است ( تحفه ، 242 ) . لغت عربى است . . . صمغ و يا لبن درختى است كه در بلاد مغرب و روم و جزيرهء سقوطره پيدا مىشود و بسيار بلند و رعنا و نرم و گره‌هاى آن مانند بندهاى نى . . . ميان آن پر مىباشد و از آن نيزه مىسازند . . . و جميع اجزاى آن تلخ . صمغ آن به چند نوع حاصل مىگردد . . . ( مخزن ) . لغت مر در اصل اكدى است : مرو
Morru
بيشتر در هندوستان و عربستان مىرويد و علاوه بر اقراباذين كندى منافع آن در آثار ابن - سينا و رازى مسطور است ( لوى ، م 333 ) . درختچه‌ايست از تيرهء سماقيان كه برخى گونه‌هاى درختى نيز دارد . از گونه‌هاى مختلف گياه مذكور صمغ سقزى به دست مىآيد كه در طب مورد استفاده واقع مىشود ( فرهنگ معين ) .

مرارات

( Mr r t )
مرارات جمع زهره بوذ و همه زهره‌ى اب را كى اندر جشم همه ايذ سوذ كنذ . الابنيه ( بهم 327 ، زل 258 ) مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : جمع مراره به كسر اول بمعنى زهره ( بهمنيار 327 ) . اينكه استاد بهمنيار مراره را به كسر ميم مىنويسد ظاهرا به پيروى از قول صاحب مخزن است چنان كه بيايد و گرنه در فرهنگهاى تازى ( فى المثل در منتهى الارب و اقراب الموارد ) مراره را به فتح ميم ضبط كرده‌اند . در غالب كتب طبى و ادويهء مفرده از اقراباذين كندى گرفته تا مخزن الادويه از خواص طبى زهرهء جانوران مختلف بحث شده است و چون موضوع اين كتاب بيشتر تحقيق در باب مفردات داروئى از نظر لغوى است نه بحث دربارهء خواص طبى آنها در اينجا فقط به - نقل قول مخزن الادويه كه بقول مايرهوف آخرين دايرة المعارف طبى ( طب قديم ) فارسى است مىپردازم : مراره به كسر ميم و فتح دو راى مهملتين در ميان هر دو الف و در آخرها لغت عرب جمع آن مرارات و مراير نيز آمده و به فارسى زهره و به هندى پته نامند . . . معروف است عضوى است از اعضاى مركبه بدن حيوان . . . از براى صفراى مولد در كبد . . . و مراره هر حيوانى در طى ذكر آن مذكور شد ( مخزن ) .

مرتك

( ر ك : مرداسنج )

مرداسنج

( Mord - sanj )
( لا )
Lithargyoum