تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
است ( و حال آنكه چنين نيست . ر ك : ماميتا ) ، آن را ماميثا با ثاى مثلث ضبط كرده است اما متروديطوس مذكو در فوق را تغيير نداده و با تاى دو نقطه آورده است منتهى مترودديطوس ( با دو دال ) نوشته است و شايد تكرار دال اشتباه چاپى باشد كه در غلطنامه كتاب ذكر نشده است . در اغراض الطبيه در ذيل معجون متروديطوس چنين آمده است : متروديطوس نام پادشاهى بوده است در يونان كه اين معجون وى ساخته است و داروهاى اين معجون اندر بيماريهاى گوناگون آزموده است و اندر دفع مضرت زهرها نيز آزموده است . . . اما اندر منفعت‌ها اين معجون متروديطوس با ترياق برابر است و اندر بعضى كارها از ترياق نافع - تر است ( اغراض ، 714 ) . صاحب تحفه مىنويسد : متروديطس ، اندروما - خس گويد كه مؤلف آن قليمون است به جهت پادشاه روميه كه مسمى به همين اسم بوده تركيب نموده و از ترياق اكبر بسيار مقدم‌تر است و در رفع سموم نايب مناب ترياق فاروق است و در رفع علل بعضى بهتر از ترياق فاروق دانسته‌اند و در جميع خواص مذكوره در ترياق مثل اوست ( تحفه ، 300 ) . مرحوم دهخدا در ذيل ترياق الافاعى مىنويسد : « ترياق الافاعى لمثروديطوس
La theriaque la vipere -
de Mithridate
ترياق اكبر ، ترياق فاروق » . ظاهرا مأخذ اين قول ترجمهء صيدنه است كه در آنجا ترياق فاروق را متروديطوس نوشته‌اند و اين مطلب در لغت‌نامه دهخدا ذيل ترياق فاروق نقل شده است ( ر ك : همين ماده ) اما چنان كه در تعريف اغراض و تحفه ديديم متروديطوس غير از ترياق فاروق است . در مخزن الادويه با اينكه شرح مفصلى درباره ترياق الافاعى و ديگر انواع ترياق‌ها نوشته است در هيچ جا به لغت متروديطوس و مثروديطوس برنخوردم . در فرهنگ معين متروديطوس به مترد - يطوس ارجاع شده و در ذيل اين لغت چنين آمده است : معرب لاتينى
Mithr - idatum
از پهلوى ميترادات - مهرداد . معجون ضدّ سمى كه تهيه شدن آن را اول دفعه منسوب به مهرداد ( ميترادات ) پادشاه نپتوس از خاندان پارت مىدانند ، مثروديطوس .

محلب

( Mahlab )
( لا )
Prunus mahaleb
( فر )
Prunier de mahleb
محلب كرمست و خشك اندر درجهء اول و اندر او جلاى لطيفست . الابنيه ( بهم 325 ، زل 257 ) ليث گويد محلب چيزى است كه دانهء او در عطرها به كار برند و به فتح ميم روايت كرده‌اند . . . و حمزه مهلب گويد