تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
اما بهترين انواع بدخشانى است و در او نقطه‌هاى زر بتوان ديد و از بدخشانى هرچه صافىتر و خوش‌رنگ‌تر و در او سنگ سفيد كمتر ، آن نوع بهتر ( عرايس ، 137 ) . لاژورد با زاى فارسى بر وزن و معنى لاجورد است ( برهان ) . لاجورد . . . سنگى است كبود كه از آن نگين انگشتر سازند . . . و بدخشى آن بهتر از دزمارى باشد ( برهان ) . لاجورد معدنى معروف است و بهترين او صاف شفاف است كه كبودى او به سرخى و سبزى مايل باشد و آنچه از سنگ مرمر ترتيب دهند و هر چه با زرنيخ و زاج و سنگريزه تركيب كنند دود او لاجوردى نمىباشد بخلاف غير مغشوش او و مستعمل و رطب غير مغسول او است ( تحفه ، 227 ) . لازورد . . . معرب لاجورد فارسى است . سنگى است كه از كاشغر مىآورند بهترين آن صلب صافى نيلى براق با نقطه‌هاى طلائى كبود و به - سرخى و بنفشى و سبزى مايل است كه در آن رگهاى خاك نباشد ( مخزن ) . لاجورد - لاژورد - لازورد ( معرّب ) ( برهان ، حاشيه معين ) . كلمهء فرانسه
Lazulite
و كلمه لاتينى
Lapis La - zuli
از اين اصل است و هم كلمهء فرانسوى
L'azure
( دهخدا حاشيهء لغت لاجورد ) .
Azure
در فرانسه همان است كه در انگليسى نيز به اين صورت نوشته مىشود و در هر دو زبان به معنى بنفش است . لاجورد در فرهنگ معين چنين تعريف شده است : لاجورد سنگى است نسبتا سخت و آبىرنگ كه تركيب شيميائيش عبارت از فسفات آبدار طبيعى آلومينيوم و آهن و منيزيم و كلسيم مىباشد و چون سخت است و رنگ آبى خوشى دارد در جواهر - سازى به عنوان نگين انگشترى به كار مىرود و گرد آن را به عنوان رنگ آبى در نقاشى به كار مىبرند و در لباسشوئى هم جهت خوش‌رنگ كردن پارچه‌هاى سفيد به كار برده مىشود ( فرهنگ معين ) .

لاژورد

( ر ك : لازورد )

لاغيه

( L qiyeh )
( لا )
Euphorbia triaculeata Euphorbia paralias
( فر )
Euphorbe
لاغيه به پارسى جمشيرك است و او جنسيست از اجناس يتوع و مسهلست محرق و قى ارذ . الابنيه ( بهم 345 ، زل 269 ) گذشته از الابنيه اين لغت را در فرهنگها به همين صورت ( لاغيه با غين معجمه ) و به صورت لاغينه هم آورده‌اند ( فى المثل در برهان و آنندراج ) و اما صحيح لاعيه با عين مهمله است . در ترجمهء صيدنه چنين آمده است : لاغيه نوعى از يتوعات است و آن درختى است كه منبت او در پستى كوه باشد كه آب از بالاى او به تدريج فرود آيد و در وى جمع شود .
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 341 | منوچهر اميرى