كيل دارو را ذكر اندر باب سين برفت .
الابنيه ( بهم 277 ، زل 211 )
معرب گيل دارو كه آن را به صورت كيلدارو نيز نويسند و نام فارسى سرخس است .
ر ك : سرخس .
[ گ ]
گاوجيله
( ر ك : قرطم )
گرگ مرگ
( ر ك : خانق النمر )
گزنه
( ر ك : انجره )
گشنيز
( ر ك : كزبره )
گل
( ر ك : ورد )
گل ارمنى
( ر ك : طين )
گل بحيره
( ر ك : طين بحيره )
گل جبسين
( ر ك : جبسين )
گل جص
( ر ك : جص )
گل حر
( ر ك : طين حر )
گل سابوسى
( ر ك : طين سابوسى )
گل سپيد
( ر ك : تغيره )
گل سرخ پارسى
( ر ك : ورد )
گل قبرسى
( ر ك : طين قبرسى )
گل قيموليا
( ر ك : طين قيموليا )
گل گنگى
( Gel - e - gangi )
گل مختوم . . . بدل آن كل كنكى است .
الابنيه ( بهم 4 ، زل 6 )
در مآخذى كه به آنها دسترسى بود از گل گنگى يا طين كنكى ذكرى نشده است . هروى مىنويسد كه سه چيز در هند يافته نمىشود « و آن سه چيز را نيز بدل به جاى است . . . از آن سه يكى گل مختوم است و بدل آن گل گنگى است » . پس استنباط مرحوم بهمنيار درست است كه مىگويد : ظاهر اين است كه گنگ بر وزن جنگ است كه نام رودى است در هندوستان . . . چنين مستفاد مىشود كه نوعى از گل بوده است كه در حدود رود گنگ به وجود مىآمده و گنگ رودى است در هندوستان كه هندوان آن را متبرّك و مقدس مىشمردند ( بهمنيار ، 4 ) .
گل مختوم
( ر ك : طين مختوم الملك )
گل مغره
( ر ك : طين مغره )
گلنار
( ر ك : رمّان )
گلنگبين
( Golangabin )
بوزيدان . . . و جون وى را با كلنكبين بخورند نقرس و وجع المفاصل سرد را سوذ كنذ .
الابنيه ( بهم 66 ، زل 55 )
از گل + انگبين . . . « تركيبى باشد مانند گلقند ليكن تفاوت آنست كه گل قند را از گل و قند سازند و گلنگبين را از گل و انگبين كه عسل باشد » . ( برهان با حواشى معين ) . تركيبى است از گل و عسل كه آن را ورد مربا و معجون گل هم گويند و معربش جلنجين است ( بهمنيار ، 66 ) .
گندم
( ر ك : حنطه )
گندم رومى
( ر ك : خندروس )