( فرهنگ معين ) . دربارهء كنگر : ر ك :
حرشف .
كورغ
( ر ك : قنابرى )
كونده
( ر ك : قثا )
كهربا
( Kahrob )
( لا )
Succinum
( فر )
Ambre Jaune
كهربا سرد و خشكست اندر درجهء اول خون حيض و بواسير بازكيرذ .
الابنيه ( بهم 271 ، زل 201 )
كهرباى و كاهربا . . . و بالروميه القطرون و ايضا ادمنطوس ( الصيدنه ، ب 114 ) .
كهربا نوعى است از مهرهها كه بواسطهء آب بر ساحل درياى مغرب مىافتد و بولس گويد كهربا صمغ درخت جوز رومى است كه از او سيلان كند . . . و درخت او مشهور نبود در بلاد روم بلكه در مواضع مخصوص بود . . . از خواص كهربا آن است كه كاه را به خود جذب كند و نام او به پارسى از اين جهت كردهاند . . . جوهر كهربا معدنى است نه نباتى . . . و جوهر او صمغى است كه به سندروس مشابهت دارد و جرم او روغن باشد . . . و لون او مركب است از سپيد و زرد و بعضى از او به سرخى مايل بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 109 ) . حرارت او اندك است و خشك است به درجهء دوم ( اغراض ، 624 ) . از نوع مهره است و از درياى مغرب به ساحل مىافتد و بعضى را اعتقاد آنكه صمغ درخت حور و غير آن است و از بلاد اروس و بلغار و مغرب خيزد و نزد بعضى آب چشمهاى است در جزاير بحر مغرب كه مانند مرمر متحجر مىگردد . . . و از اقوال قدما ظاهر مىگردد كه كهربا و سندروس يك جنس مىباشند و سندروس مخصوص بلاد هند و كهربا مخصوص مغرب و شمال باشد و در ربودن كاه هر دو شريك - اند و سندروس به اندكى حرارت كه از ماليدن او بهم رسد جذب كاه مىكند و كهربا محتاج به ماليدن زياد است ( تحفه ، 226 ) . كهربا - كاهربا . صمغ فسيل مترشح از درختان كاج عهدهاى قديم .
امروز كهربا را در نواحى درياى بالتيك جستجو مىكنند . كهربا مادهء صمغى زردرنگ و شكننده و شفاف است برخى انواع و قرمزرنگ شفاف نيز دارد و به مقدار كم به رنگ سفيد كدر نيز يافته مىشود در داخل صمغ فسيل شده حشرات مختلف به صورت فسيل نيز فراوان ديده مىشوند . خاصيت كهربا آن است كه اگر به پارچهاى پشمى مالش داده شود خاصيت الكتريسيته مىيابد و ذرات كاه و خردههاى كاغذ را جذب مىكند ( فرهنگ معين ) .
كيا
( ر ك : مصطكى )
كيكيهان
( ر ك : قرقيهان )
كيل
( Kild ru )