Kam zariyus , Kam dariyus
( لا )
Teucriyum chamaedrys
( فر )
Germandree ofticinal
كماذريوس كرمست و خشك اندر درجهء دوم .
الابنيه ( بهم 274 ، زل 209 )
اين لغت را هم با دال مهمله و هم با ذال منقوط ضبط كردهاند چنان كه بيايد :
كمادريوس [ با دال مهمله ] لغت رومى است و او را شاخها باشد باشگونه درهم شكسته شده و خفجهء او بسطبرى مقدار شاخهاى سپرغم باشد و لون او خاكفام است به لون سبز آميخته . . . و غالب بر طعم او طلخى است و تيزى و كمادريوس و كمافيطوس مشابهاند جز آنكه برگ كمادريوس به برگ مرزنجوش ماند و برگ كمافيطوس درازتر به برگ مرزنجوش ماند و برگ كمافيطوس درازتر باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 107 ) .
در هداية المتعلمين نيز كمادريوس [ با دال مهمله ] كرارا ذكر شده است ( ر ك :
همان كتاب ، فهرست داروها ) . گرم و خشك است بدرجهء سوم ( اغراض ، 624 ) . معرب از خامادريوس است كه بمعنى بلوط الارض باشد . نباتى است طولش قريب به قدر شبرى و برگش ريزه . .
و طعم او تلخ و با اندك تندى و گلش بنفش و ريزه و منبت او سنگلاخها و تخمش ريزهتر از انيسون و با حدت و در تموز يافت مىشود ( تحفه 224 ) .
بمعنى بلوط الارض . . . و به فارسى ماند - اروى تلخ و به شيرازى مانداروى تلخ . .
و به فرنگى كميداس نامند ( مخزن ) . كما - دريوس هو بلوط الارض ( شرح اسماء ، م 189 ) . كمادريوك مصحف واژهء يونانى
Khomaidrys
و بلوط الارض ترجمه لفظ به لفظ آن لغت است . ( ماير - هوف ، م 189 ) . در فرهنگ معين كماذريوس به كمادريوس و اين نيز به مانداروى تلخ و اين نيز به مريم نخودى ارجاع شده است و در ذيل مريم نخودى نوشتهاند :
گياهى است از تيرهء نعناعيان . . . در جنگلهاى نواحى مركزى و جنوبى اروپا و شمال افريقا و ايران مىرويد . برگهايش متقابل و بيضوى به رنگ سبز تيره و گلهايش صورتى يا قرمزاند . از سرشاخههاى گلدار اين گياه در طب عوام بعنوان مقوى و محلل و در استعمال خارجى جهت التيام زخمها استفاده مىشود ، كماذريوس ، كمادريوس ، مانداروى تلخ ( فرهنگ معين ) .
كماشير
( Kam s ? ir )
كماشير صمغى است بجاوشير مانذ .
الابنيه ( بهم 278 ، زل 211 )
صمغ يشبه الجاوشير غيره صمغة هندية شرّ من البيش . . . القماشير سم من سموم - الهند ( الصيدنه ، ب 111 ) . معجون