لوى ( م 234 ) .
قعد
( ر ك : اصابع الصفر )
قفر اليهود
( Qafr - ol - yahvd )
( لا )
Bitumen judaicum Bitume de judee ( Asphalte )
( فر ) قفر اليهود بهترين وى فلسطينى باشذ سياه و براق .
الابنيه ( بهم 258 ، زل 196 )
دو قسم است يكى در ساحل دريائى يافت مىشود كه مسمى به بحيرة اليهود است و موضعى كه در قديم كفرا مىگفتهاند و آن جسمى است بنفش مايل بسرخى و در او حجريّت غالب است و از دريا به ساحل مىآيد . و قسمى از زمين كنار دريا كه حفر كنند بهم مىرسد و از مطلق قفر مراد اوست و بهترين قفر اليهود سياه براق زودشكن است كه بىخاك و سنگ باشد و در رايحه شبيه به نفت و اين قسم از اجزاى ترياق كبير است نه ساير اقسام ( تحفه : 208 و 209 ) . كفر اليهود ، موميائى كوهى ، موميائى پالوده ( دهخدا ) . معرب كفر اليهود است ( مخزن ) . حمر هو زفت البحر و هو كفر اليهودى و يقال ايضا قفر اليهود ( شرح اسماء ، م 168 ) . قفر اليهود قير - يا زفت
Bitume
معدنى يا اسفالت است كه از بحر الميت فلسطين به دست مىآيد . ريشهء حمر همان است كه در متن عبرى كتاب مقدس به صورت حمار آمده و ريشهء قفر در عربى قفر به ضم اول و كسر دوم است . در اكدى « كوپرو » به ضم كاف و راء و در آرامى « كوپرا » و در آرامى « كوپر » است . قفر اليهود را امروز در مصر قفر اليهوديّه نامند ( ماير - هوف ، م 168 ) . لغت فرانسوى
Bitu - me
و اسفالت ( كه امروز نيز در فارسى معمول است ) در عربى به ترتيب صورت ابو طامون و اسفلطس نوشته شده است ( ر ك : دهخدا ذيل قفر اليهود ) .
قلب
( Qolb )
( لا )
Lithospermum officinale
( فر )
Lithos perme
قلب كرمست و خشك اندر درجهء اول سنك اندر خايه خرد كنذ .
الابنيه ( بهم 249 ، زل 190 )
قلب هندى است ( اغراض ، 599 ) . در اغراص الطبيّه قلب اشتباها قلت نوشته شده است كه اتفاقا گياه ديگرى به اين نام داريم اما آن گياهى كه در كتب ادويه مفرده ماش هندى نوشتهاند قلب است نه قلت . صاحب تحفه مىنويسد : نباتى است برگش شبيه برگ زيتون و از آن عريضتر و بلندى او به قدر زرعى و زياده از آن و شاخهاى او باريك شبيه به اذ - خر در اطراف شاخها چيزى شبيه به ساق مىرويد و منقسم به دو قسم مىشود و بر او و برگهاى ريزه مىباشد و ما بين آن برگها دانهها مىرويد صلب و مستدير