سياه است سياه و باريك و با درخشندگى و از سعد باريكتر و درازتر و در ريشهء بعضى از سنبل هندى يافت مىشود و قسمى از آن نيز سفيد مىباشد . . . ربع درهم او كشنده است باخلاط عقل و بول الدم ( تحفه ) . دوائى است كشنده قريب به بيش ( بحر الجواهر ، دهخدا ) .
قرون السنبل . . . در ماهيت آن اختلاف بسيار است . بعضى نوعى از بيخ سنبل ابيض دانستهاند و بعضى گفتهاند بيخى است شبيه به بيش و سمى و بعضى گفته - اند نوعى از بيش است . و اصح اقوال قول اخير است كه نوعى از بيش است كه به هندى آن را سينكهيا نامند و در حرف الباء مع اليا در بيش ذكر يافت ( مخزن ) .
قرون السنبل ، بعضى الاطباء قيل انه نوع من السنبل ابيض قتال يقارب البيش . من سقى منه بال الدم و اسود لسانه و اختلط ذهنه ( ابن بيطار ) . لكلرك قرون سنبل را به
Cornes d'ipis
ترجمه كرده و در برابر آن علامت سؤال نهاده و سپس به نقل قول ابن بيطار پرداخته است كه پيش از اين گذشت . درباره « بيش » ر ك :
همين ماده .
قسط
( Qost )
( لا )
Aucklandia costus
( فر )
Costus
قسط كرمست او [ و ؟ ] خشك اندر درجهء سيم .
الابنيه ( بهم 254 ، زل 194 )
چوبى است كه از زمين هند به اطراف برند و او را در بخورها و بعضى ادويه به كار برند . بقول بو عمر او را قسط و كسط و كشط گويند و به رومى او را قسطوس و به هندوى قت گويند و بعضى اطباء او را حرز البحر گويند و در كتاب صيدنه ديسقوريدس آورده است آنچه در بلاد عرب بود نيكوتر بود و علامت او آن است كه رنگ او سپيد بود و بوى او خوش باشد و از پس او در منفعت و بوى آن است كه در بلاد هند بود و به وزن سبك باشد و سياه بود . . . و از پس هندى قسط سودى است و اين به وزن گران باشد و بوى او زود منتشر شود . و نوعى قسط بحرى است و شيرين بود و لون او سپيد بود . . . اين نوع را با عطرها بياميزند . . . و اطبا گفتهاند كه نوعى از انواع او زهر است و لون او سياه بود و جرم او هموار و نرم باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 101 ) . قسط گرم و خشك است به درجهء سيم ( اغراض ، 633 ) .
بيخى است شبيه به بيخ لفاح و از نواحى هند خيزد و نباتش مفروش و بىساق و برگش عريض و سه قسم مىباشد . يكى شيرين و سبك و سفيد و با عطريت و قسط بحرى و عربى نامند . و قسمى مايل به سياهى و سبك و سطبر و كمبوى و تلخ او را قسط هندى نامند . و قسمى