تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
نهرهاى آب و نقاط مرطوب مىرويد ( گل‌گلاب ، 276 ) . درباره تعريف گياه‌شناسى انواع « پونه » و نعناع نيز رجوع كنيد به گل - گلاب ؛ گيا ، ص 210 و دربارهء پودنهء برى و پودنهء دشتى و پودنهء صحرائى و پودنهء لب جوى نيز رجوع فرمائيد به - لغت‌نامه دهخدا . دكتر پارسا در رسالات انگليسى خود نيز شرحى جامع درباره پودنه تحت عنوان
Mentha longif - olia
نوشته است ( دفتر 4 ، ص 78 ) . و اما لغت نعنع كه در شاهد فوق ( منقول از الابنيه ) به آن اشاره شده است « صورتى است از نعناع » ( بهمنيار ، 241 ) كه در فارسى به صورت « نعنا » هم آمده است و هروى در ذيل مادهء « بقلة المبارك » به جاى نعنع يا نعناع نعنا آورده است : بقلة المبارك . . . و هركه سرد مزاج باشد بايد با نعنا و جرجير و كرفس بخورد ( بهم 48 ) .

فيل زهرج

( ر ك : حضض )

[ ق ]

قاتل ابيه

( Q tel - abih )
( لا )
Arbutus unedo
( فر )
Arbousier
قاتل ابيه كرمست و خشك اندر درجهء اول . الابنيه ( بهم 260 ، زل 197 ) يعنى كشندهء پدر خويش . . . و چون به - ميوهء او مجاورت كنند دردسر آرد و قاتل ابيه او را به آن سبب گفته‌اند كه اجزاء اومر همديگر را بخورد و هرچه با او آميخته شود آن را بخورد ( ترجمهء صيدنه ، ب 99 ) . نباتى است كه مگس كشد و قابض است ، بنگ ( ذخيره ، دهخدا ) . قطلب ( داود انطاكى ، دهخدا ) . نزد بعضى بيداسقان و نزد جمعى قطلب است ( تحفه ، 200 ) . صاحب مخزن در ذيل قطلب مىنويسد : لغت شامى است به عربى قاتل ابيه . . . درختى است شبيه به درخت به و برگ آن از برگ به نازك - تر و ثمر آن به قدر آلوئى و بىتخم و چون رسيده پخته گردد زعفرانى رنگ و سرخ و ياقوتى و شيرين و خوش‌بو مىشود ( مخزن ) . هو القطلب . . . و هى ثمرة تشبه التوث فى القدر و التخدير و هى اشد حمرة من العناب و رخاوة جرمها كر - خاوة الاجاص ( شرح اسماء ، م 328 ) . نام متداول ديگر اين گياه به عربى قطلب به ضم قاف و لام است . ميوهء اين گياه مأكول و ريشهء آن در طب به كار مىرود . وجه تسميهء قاتل ابيه آن است كه ثمر آن پس از روئيدن ثمر تازه خشك مىشود ( مايرهوف ، م 328 ) . و گفته شده كه از آن جهت اين نام بر آن نهاده‌اند كه آن را دو ريشه است كه يك سال يكى از آن دو فربه گردد و ديگرى لاغر و به سال ديگر به عكس آنكه فربه بود لاغر و آنكه لاغر بود فربه شود ( دزى ، دهخدا ) .

قاتل الذئب

( ر ك : خانق الثمر )
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 291 | منوچهر اميرى