ذكر آن دو نوع مىباشد يكى بستانى و آن درخت بزرگى است قريب به چنار . . . و درخت آن را به فارسى ناژ و ناجو و به - شيرازى كاج و ثمر آن را پركاج نامند و راتينج صمغ اين است و دويم جبلى كه در سردسير بهم مىرسد و ثمر اين نيز مأكول نيست و از مطلق آن مراد اينست و درخت اين شبيه به ابهل . . . و انثى آن دو نوع است يكى كبير و چلغوزه ثمر اين است . . . و دويم صغير و آن را تنوب نامند و ثمر آن را قضم قريش . . . نامند ( مخزن ) .
حب الصنوبر
Cone
ثمره درخت صنوبر است و آن بر دو نوع است صغار و كبار و چون حب الصنوبر گويند مطلق يا به - كبار مقيد كنند مراد آن چيزى است كه در فارسى چلغوزه نامند . و اگر مقيد به صغار كنند مقصود آن چيز است كه به فارسى تخم ناجو خوانند ( بحر الجواهر ، دهخدا ) . حب الصنوبر الصغار : ثمر كاج ، ارزه ، تخم كاج ، قضم قريش
Cone de - pin
يا
Ponmme de pin
صاحب اختيارات گويد : به پارسى تخم كاج خوانند و آن تخمى است مثلث الشكل و در ميان غلاف جوزكاج بود و در طعم مانند چلغوزه . حب الصنوبر الكبار به موجب ذخيره خوارزمشاهى و اختيارات بديعى چلغوزه است
Cone de grand pin
( دهخدا ) .
هو فى القسمة الاولى صنفان ذكر و انثى فالذكر منه كل ما لا يثمر و الانثى منه ايضا ضربان ضرب منه يثمر حبا كبارا و ضرب يثمر حبا صغارا و الحبّ الصغار منه هى الّتى تسمّى قضم قريش و يسمى الكركر و يسمى بيطس ( شرح اسماء ، م 317 ) . صنوبر مشتق است از كلمهء سريانى - عربى اصطروبيلا
Astrubil
كه آن نيز مأخوذ است از واژه يونانى ستروبيلوس
Strubilos
بمعنى ميوه يا مخروط كاج . مؤلفان اسلامى صنوبر را به دو دسته نر و ماده تقسيم كرده و گفتهاند كه نر ثمر نمىدهد و ماده نيز بر دو نوع است نوعى كه مغز يا مخروط آن بزرگ است و نوعى ديگر كه مغز يا مخروط آن كوچك است و صنوبر كوچك دانه همان است كه قضم قريش ( قضم بر وزن رزم ) يا كركر بر وزن فلفل يا بيطس به - ضم طاء كه همان پيتيوس
pitys
يونانى است خوانده مىشود . گياهشناسان جديد هنوز نتوانستهاند نام تمام تيرههاى مختلف ناژويان
Coniferes
را كه در آثار قديم يونانيان و مسلمانان آمده است تعيين كنند ( مايرهوف ، 317 ) .
صنوبر از تيرهء ناژويان ( مخروطيان ) داراى برگهاى ضخيم و كوتاه و مخروط - هاى باريك و دراز ( گلگلاب ، 324 - 325 ) . درختى است از تيره مخروطيان كه هميشه سبز است و جزو درختان زينتى باغها است و تا ارتفاع زيادى