تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
مىنويسد : ولى بايد دانست كه معرب اين كلمه « شافانج و شابانك » است
Conyza odora
. . . و بنابراين متن صحيح است و آن مخفف « شاه‌بانك » است كه به همين صورت نيز تعريف شده ( برهان ، حاشيه معين ) . صاحب تحفه در ذيل شاه‌بانج مىنويسد : برنوف است و در ذيل برنوف مىگويد : برنوف به فارسى شابانك و معرب از او شابانج است . درختى است مثل درخت انار و پرشاخ . . و مزغب و رايحهء او تند و بدبوى و شكوفهء او مثل خوشه و با زردى . . . و محلل و مجفف رطوبات ( تحفه ، 46 ) . ابن بيطار در ذيل شاهبايك ( با ياء ) گويد : شاهبايك و يقال شابايك و هو - البرنوف . . . و يقال انه شاهبانج . . . و - الصحيح فيه ما ذكرته اولا و انه البرنوف ( ابن بيطار ) . و در ذيل برنوف چنين مىآورد : برنوف هو من نبات ارض مصر و بها تسمّى هكذا . . . و يقال له الشابانك ( با نون ) و الشابانج ايضا و هو كثير الوجود بمصر . . . ( ابن بيطار ) . بقيه توصيف ابن بيطار از شابانك همان است كه در تحفه ديديم . مؤلف مخزن - الادويه اين لغت را شاهبانك ضبط كرده و در تعريف آن نوشته است : شاهبانك و شابانك و غابانك نيز نامند و در ماهيت آن نيز خلاف است . بعضى گويند بنفسبح الكلاب كه به عربى فسوة الكلاب نامند و بعضى جمسفرم برى و . . . برنوف دانسته - اند و نيز گفته‌اند كه شجر ابراهيم كوچك است و . . . نوعى از قيصوم است . . . حب شبرم برى است و صاحب اختيارات بديعى گفته كه اينها همه خلاف است و محقق آن است كه بنفسبح الكلاب است كه به شيرازى تس‌سگ گويند ( مخزن ) . مؤلف شرح اسماء العقار مىنويسد : شهمانج هو الذى يقال له بمصر البرنوف ( شرح اسماء ، م 375 ) . مايرهوف در ذيل همان ماده متذكر مىشود : و اسمه المعروف هو شاهبانج ( همان ماده ) . و در شرح خود بر شرح اسماء العقار چنين مىنگارد : صورت معمول و متداول اين لغت شاهبانج معرب شاهبانگ فارسى است
Fanfare duroi
و اما لفظ بر - نوف ظاهرا داراى ريشهء قبطى است ( مايرهوف ، م 375 ) . تعريفى كه موسى - ابن ميمون صاحب شرح اسماء العقار از شهمانج ( شهبانج ، شهبانق ) كرده است ديديم اكنون به ذكر نكته مهمى مىپردازم كه از همان كتاب و از ترجمهء صيدنه مىتوان استنباط كرد . توضيح آنكه چنان كه گذشت ترجمهء صيدنه حاكى از اين معنى است كه در پاره‌اى موارد نام گياهان و داروهاى مختوم به گاف فارسى ، معرب و مختوم به قاف مىگردد . يكى از اين موارد شهبانگ است كه در عربى مبدل به شهبانق مورد بحث گشته است . مورد