تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
نوشته است و اگر در نوشتن آن دچار اشتباه شده باشد از كجا معلوم كه در نوشتن عنوان گفتار ( ششبذار ) نيز بخطا نرفته باشد و البته نبايد فراموش كرد كه اسدى كاتب الابنيه است نه مؤلف آن و شايد خطا در نسخه‌اى بوده كه وى از آن استنساخ كرده است . و اما لغت فانير - ستين . اين لغت در صيدنه فاشرستين و در ترجمهء آن فاشرستينى ( مختوم با ياء ) و در مفردات ابن بيطار فاشرشنين و در شرح اسماء فاشرشين و در ديگر منابع فاشرستين آمده است كه از اين ميان فاشر - ستين يا فاشرشتين صحيح‌تر از صور ديگر اين لغت است . اكنون برويم بر سر شواهد و نقل تعريفاتى كه در كتب معتبر ادويه مفرده در باب شستبدار يا ششبدارز يا فاشرستين آمده است : هزاركشان . . . و بالسريانيه الفشر او فارسى [ كذا ] و يذكر هزار - جشان مع شستبدار و يقال لهما الفاشرا و الفاشرستين . . . انهما اصل الكرم الاسود و الابيض ( الصيدنه ، ب 132 ) . ششبندان گياهى است كه او را فاشرستينى گويند و بعضى گفته‌اند او چوبى است و منبت درخت او در بلاد روم و مصر و هند بسيار باشد و برگ او به برگ درخت سدر ماند . . . [ خوانده نمىشود ] گويد ششبندان بيخ سپيدتاك را گويند و فاشر - ستينى بيخ سياه‌تاك را گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 77 ) . صاحب تحفه در ذيل لغت شش‌بندان مىنويسد : اسم فارسى فاشرستين است ( ص 165 ) و كلمهء اخير را كاتب چاپ سنگى تحفه اشتباها شرشنين نوشته است . بارى در همان كتاب در ذيل فاشر - ستين چنين آمده است : نباتش در پيچيدن شبيه است به لبلاب . . . و به فارسى شش - بندان نامند و ساق او سياه و ثمرش مثل فاشرا و سياه است و ظاهر بيخ او سياه و باطن سرخ و در افعال ضعيف‌تر از فاشرا ( تحفه ، 192 ) . صاحب مخزن در ذيل فاشرستين مىنويسد : به فارسى شش بندان سياه و به شيرازى شش‌بندان و به - يونانى انبالس ماليا بمعنى كرم الاسود . . و گفته‌اند معنى فاشرستين دافع شصت علت است ( مخزن ) . فاشرشين هو العشبة التى يقال لها الكرمة السودا و الكرم الاسود ( شرح اسماء ، 313 ) . ذكر اين نكته نامناسب نيست كه در غالب كتب ادويه مفرده از فاشرسينى يا فاشرشين ( ششبداز ، تاك سياه ) و فاشرا يا باشرا ( هزاركشان ، هزارچشان ، هزارجشان ) در يك‌جا يا به عنوان دو ماده ولى غالبا دنبال هم نام مىبرند اما در اينجا ما فقط درباره ششبداز بحث مىكنيم مايرهوف درباره فاشرشين مىنويسد : فاشرشين
F s ? ars ? in
يا فاشرسين
Fas ? arsin
معرب لفظ سريانى فشرا - شتين
Fas ? eras ? tin
است و اين واژه