بوى قيسوم و شاخهاى نبات او باريك بود و چون ميوهء او خشك شود لون او زرد شود و تيرهرنگ ( ترجمهء صيدنه ، ب 77 ) . شجرة مريم هى التى يقال لها ققلامينس . . . و ليست هى بخور مريم كما ظن كثير من الاطباء ( شرح اسماء ، م 364 ) . شجره مريم نبات بخور مريم است و بخور مريم مذكور شد . شاخهاى او درهم و مشبك در يكديگر چون در آب گذارند دراز و باليده شود و چون خشك شود به حال اول عود نمايد ( مخزن 164 ) .
اين نام به گياهان مختلف داده شده است اما مراد مؤلف شرح اسماء العقار در اينجا سيكلامن
Cyclamen
از تيرهء پالچالها
Primulacees
صيدنه مىباشد ( مايرهوف ، م 364 ) . در كتابهاى گياه شناسى معاصر فارسى و نيز فرهنگ معين معادل فارسى شجره مريم را « گل نگو - نسار » نوشتهاند و برخى از مؤلفان نيز بدون ذكر اسامى فارسى و عربى واژهء اروپائى « سيكلامن » را به كار برده و ظاهرا تصور كردهاند كه اين گياه نامى جز اين ندارد . نيز ر ك : بخور مريم ، عبوثران .
شجرهء مريم
( ر ك : شجرة مريم )
شدهه
( ر ك : بيش )
شراب
( ر ك : خمر )
شراب بامزاج
( ar b - e - b mez j )
و شراب بامزاج بدهندش و جون بهتر
شوذ اندر حوض نشانندش .
الابنيه ( بهم 100 ، زل 83 )
شراب آميخته با آب ، شراب ممزوج :
شراب ممزوج ، در طب شراب به آب آميخته است ( كشاف اصطلاحات الفنون ، دهخدا ) . مزاج الشراب : آنچه به وى آميزند شراب را ( فرهنگ نفيسى ) .
شراب خشخاش
( s ? arab - e . xas ? xas ? )
سرطان . . . و خاكستر وى گاز كلب الكلب را نيك باشذ و سل را جون با كل مختوم و صمغ عربى و كثير او رب الشوس بياميزى و شراب خشخاش فراز كيرى .
الابنيه ( بهم 193 ، زل 154 )
شراب علاوه بر خمر به اصطلاح اطبا بمعنى شربت دواست : شراب بنفشه بمعنى شربت بنفشه ، شراب نارنج . . . شراب خشخاش ( دهخدا ) .
شراب ريحانى
( s ? ar b - e - rayh ni )
روغن غار كرم است درد جگر را . . .
نيك باشد . . . جون دو درمسنك ازو بابنجه درمسنك شراب ريحانى بخورند .
شراب خالص خوشبوى و گفته شده است كه شراب رقيق سبزرنگ و خوشبوى است ( تحفه ، دهخدا ) . خمر صاف خو - شبوى معتدل القوام سرخ و يا زرد است . ( فهرست مخزن ، دهخدا ) .
صاحب هدايه شراب ريحانى را براى