شبت ) . . . گياهى است از تيرهء چتريان كه يك ساله است . اين گياه در اكثر نقاط آسيا ( از جمله ايران ) بطور خودرو مىرويد و غالبا كشت نيز مىشود ( فرهنگ معين ) .
شبرم
( s ? obrom )
( لا )
Euphorbia pithyusa
( فر )
Epurge
شبرم كرمست و خشك اندر آخر درجه سيم و او جنسيست از اجناس يتوع .
الابنيه ( بهم 202 ، زل 159 )
شبرم نوعى است از انواع نبات و گويند دانهايست به نخود ماند و درخت او را خار بسيار بود و شكوفهء او سرخ بود . .
و برگهاى او دراز باشد و باريك و لون در غايت سبزى بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 76 ) . صاحب اغراض در ذيل شبرم مىنويسد : اندريتوعات ياد كرده آمد ( ص 634 ) و در ذيل يتوع مىنويسد :
هر نباتى كه شير دهد يتوع است ليكن آنچه معروف است هفت نوع است عشر و شبرم الى آخر ( اغراض 623 ) .
نباتى است شيردار و منبتش معمورهها ، ساقش شبيه به نى و پرگره و به قدر زرعى و برگش شبيه به ترخون و برگ كاج و گلش بنفش و دانهء او شبيه به عدس . . .
و بيخش سطبر و پرشير ( تحفه ، 162 ) .
صاحب شرح اسماء نيز در ذيل يتوع گويد : و من انواع اليتوعات الشبرم ( شرح اسماء ، م 21 ) . در لغت عربى بر وزن عنصر و به معنى نوعى از خار و در فرهنگهاى فارسى بر وزن درهم و بمعنى گياه شيردار و در مخزن چنين آورده است كه شبرم به ضم شين و راء و به كسر هر دو هم آمده است و آن را به شيرازى گاوكشك نامند زيرا گاو اگر آن را بخورد مىميرد و غير گاو را زيان نمىرساند - ( بهمنيار ، 202 ) .
شبزاج
( s ? abb - o - zaj )
و دكر اندر زهرها آنست كى حملهى او بر يك اندامست ديذارى جنان كى - ذرايح حمله به كلى برذ . . . و جون شب زاج كى بمرى برذ .
الابنيه ( بهم 72 ، زل 60 )
ظاهرا شب و زاج است با واو عاطفه و شب به فتح و كسر شين و تشديد با مادهايست شبيه به زاج ولى ترشيش كمتر از ترشى زاج ( بهمنيار ، 72 ) . حق با استاد بهمنيار است اگرچه در نسخهء « نم » نيز شبزاج بدون واو عاطفه آمده است ( نم ، ب 17 ) . نيز ر ك : « زاج » و « شب يمانى » .
شبطباط
( ر ك : عصى الراعى )
شبكران
( ر ك : شوكران )
شبوط
( s ? abut , s ? abbut , s ? obbut )
( لا )
Cyprinus
( فر )
Carpe