جا شاهتره آمده است نه شاهترج ( ر ك :
فهرست داروها ) . شاهترج معرب از شاه - تره و دو نوع مىباشد يكى را برگ بسيار كوچك و شبيه به گشنيز و گلش سفيد و هر دو قسم را طعم تلخ و با اندك تندى و قبض ( تحفه ، ص 161 ) . هو - كزبرة الثعلب و يقال له ايضا الكزبر البرى ( شرح اسماء ، م 357 ) . شاهترج بكسر تا و فتح را يا فتح تا و را معرب لغت فارسى شاهتره به تخفيف يا تشديد راء است ( مايرهوف ، م 358 ) . شاهتره گياهى است از تيرهء كوكناريان كه علفى و يكساله است . . . غالبا در باغها و مزارع و كشتزارها بطور خودرو فراوان مىرويد . . . قسمت مورد استفاده اين گياه شاخههاى گلدار آن است ( فرهنگ معين ) .
شاهتره
( ر ك : شاهترج )
شاهدانج
( s ? ah - d naj )
( لا )
Cannabis sativa
( فر )
Chanvre
شاه دانج انست كى ازو قنب كنند و او كرمست و خشك اندر درجهء دوم .
الابنيه ( بهم 200 ، زل 157 )
معرب شاهدانه است و هروى واژهء شاه - دانه را در اينجا به كار نبرده و در جاى ديگر ( ذيل جوان سپرم ) آورده است : و بعضى طبيبان گويند جوان سبرم شاهدانه است ( بهم 98 ، زل 82 ) . در اغراض الطبيه قسمت ادويهء مفرده ذكرى از شاه دانج نشده و اما در ذيل قنب چنين آمده است :
قنب كنب است بادها را بشكند ( اغراض ، 599 ) . در تحفه حكيم مؤمن نيز از شاهدانج در ذيل مادهء قنب ياد شده است : قنب به كسر اول و تشديد نون و فتح اول معرب از كنب فارسى است و برگ او را بنگ . . . و حشيش گويند و پوست او را كنب و تخم او را شاه - دانه و شكوفهء . . . او را چرس خوانند ( تحفه ، 211 ) . قنب هو الشهدانج ( شرح اسماء ، م 348 ) . كلمهء قنب مأخوذ از كانبيس
K nnabis
يونانى است و اين لغت و واژهء شهدانج كه معرب كلمهء فارسى شاهدانه است هر دو به دانههاى ميوهء
Chenevis
اطلاق مىشود ( ماير - هوف ، م 348 ) . شاهدانه . . . گياهى است از تيرهء گزنهها . . . ميوه شاهدانه فندقه و سياه يا قهوهاى رنگ است . . مخلوطى از برگهاى كوبيدهء آن و سرشاخهء گلدار وى . . . به نام بنگ به بازار عرضه مىشود .
سابقا بنگ به مصرف تدخين مىرسيد ولى امروز از آن مشروبات و داروهاى مسكنى تهيه مىكنند . از سرشاخههاى اين گياه صمغ خاصى بدست مىآورند كه بنام چرس موسوم است و به صور مختلف مورد استفاده قرار مىگيرد . سرشاخههاى گلدار بدون برگ و گياه به نام حشيش به بازار عرضه مىشده و مورد استفاده و تدخين قرار مىگرفته است . . . برخى