لهذا عوام او را بيخ بنفشه نامند و گل سوسن سفيد با عطريت قوى و غير سوسن آزاد است . . . و ايرسا بيخ قسمى از كبود برى و صلبى است ( تحفه 159 ) . و در همان كتاب ذيل مادهء ايرسا چنين آمده است : ايرسا به يونانى بمعنى قوسوقزح و مراد از او سوسن كبود برى است چه سوسن كبود را رنگش مركب از سفيدى و زردى و بنفشى است و بيخ سوسن كبود برى و جبلى پهن و درازتر و به قدر انگشتى و پرگره است ( تحفه ، 39 ) . سوسن اسمه بالبربريه للويه و هو نوع ابيض و نوع اسما نجونى و اسم السوسن الابيض باليونانى ايرسا ، و السوسن اللزوردى هو الاسما نجونى ( شرح اسماء ، م 272 ) . سوسن بر وزن سوزن يا سوسن بر وزن روزن معرب لغت سامى ( به عربى شوشنا و به آرامى شوشنتا هر دو بر وزن يوحنا ) است كه بدستههاى مختلف از تيرهء سوسنىها
Liliacees
و تيرهء زنبقىها
Iridacees
اطلاق مىشود . ايريس واژهاى يونانى است كه در عربى و سريانى به صورت ايرسا درآمده است . ايرسا همان سوسن فلورانس
L'iris de Florence ( L'iris Florentia )
است كه در عربى اسما نجومى خوانده شده است و آسمانجونى معرب واژه فارسى آسمان گون است . اما سوسن ابيض يا سون سفيد را به يونانى كرينون
Krinon
و ليئرون
Leiron
و به لاتينى يعنى در اصطلاح گياهشناسى
Liliumcandidum
خوانند ( مايرهوف ، م 272 ) .
سولان
( Savl n )
سولان خواهى بسين خوان خواهى بشين كرم و خشكست اندر درجهء سيم .
الابنيه ( بهم 194 ، زل 154 )
داروئى است رومى . . . جون اندام به دو بسوده شود اندام را بسوزد ( ترجمهء صيدنه ، ب 75 ) . سولان ، ابن سينا ، دواء رومى حار يابس فى الرابعة يحرق الجلد ( ابن بيطار ، 43 ) . در تحفهء حكيم مؤمن در ذيل سورسان همينقدر آمده است كه « سولان است » ( تحفه ، 159 ) . و از خود سولان بحثى نشده است . صاحب مخزن سولان را بر وزن ميدان ضبط كرده و چنين نوشته است : لغت يونانى است . . .
بيخى است سرخرنگ به شكل كرم از صقالبه و روم خيزد ( مخزن ) . ناظم الاطباء آن را بر وزن ضربان ضبط و چنين تعريف كرده است : اسم پارسى ، نام داروئى كه آن را عصير نرپرون گويند ( فرهنگ نفيسى ) .
لكلرك سولان را بر وزن مرجان ضبط كرده است اما او و آخوندوف موفق به شناختن آن نشدهاند و شليمر نامى از سولان نبرده است .
سونيز
( ر ك : شونيز )