در موارد متعدد سنا ( مطلق سنا بدون قيد مكى يا نسبت ديگر ) را تجويز كرده است ( ر ك : فهرست داروها ) . سنامكى گرم و خشكست به درجهء اول ( اغراض 629 ) . سنا گياهى است ربيعى ساقش باريك شبيه به گياه حنا و گلش مايل به كبودى و دانهء او پهن مايل به درازى . .
و حجازى او را برگ بزرگتر و گلش زرد و برگ او مستعمل است ( تحفه ، 156 ) .
سنامنه مكى و منه اندلسى . . . و المكى هو الذى يقال له السنى الحرمى ( شرح اسماء ، م 267 ) . سنا گياهى است از تيره پروانهداران كه داراى چند گونه است و از گياهان بومى نواحى گرم سودان و آسياى صغير و عربستان و جنوب ايران مىباشد و هنوز مهمترين محل صادرات آن سودان است . ميوه و برگ مختلف سنا دواى تلخ مسهل است كه به صورت دم كرده و يا گرد به كار مىرود .
سنا را پزشكان جهان اسلام به مغرب زمين بردند . انواع مهم ديگر سنا عبارت است از سناى مكى و سناى اسپانيائى ( اندلسى ) .
سناى معروف به سنا مكى را از هند به ايران مىبرند و بعنوان مسهل مصرف مىكنند ( مايرهوف ، م 267 لوى ، م 154 فرهنگ معين ) .
سنبراس
سنبراس دانهى است جون برزقطوناى سبيذ ليكن شكلش مدورست .
الابنيه ( بهم 197 ، زل 155 )
نام اين دارو در مآخذى كه بدانها دسترس داشتم ديده نشد . مرحوم بهمنيار نوشته است : « در بحر الجواهر مىنويسد : دوائى هندى و گرم است » ( بهمنيار 197 ) .
بحر الجواهر تأليف محمد بن يوسف طبيب الهروى كتابى است در ادويه و اغذيه مفرده و مركبه به عربى آميخته به كلمات و عبارات فارسى كه در تهران به سال 1288 ه . ق . چاپ سنگى شده است و هنگامى كه كتاب حاضر زير چاپ بود من به نسخهاى از آن دست يافتم . عين عبارت عربى بحر الجواهر چنين است :
« سنبراس هو دواء هندى حارّ » .
آخوندوف مطالب الابنيه را تكرار كرده و چيزى بر آن نيفزوده است .
سنبل
( Sonbol )
( لا )
Nardostachys Jatamansi
( فر )
Nard indien
سنبل كرم و خشكست اندر درجهء دوم . . . و مر سنبل رومى را ناردين خوانند .
الابنيه ( بهم 184 ، زل 147 )
منبت او كوهى است از زمين سوريه و اين نوع از جمله انواع او نيكوتر است . . . و سنبل شامى در شام نبود و منبت او در كوههائى باشد كه بشام نزديك است و نيكوتر آن باشد كه شاخهاى او