كندى سنكسبويه را به اين صورت ضبط كرده :
Sankisbuwyah
و معادل آن را به انگليسى
Cinguefoil
[ - پنج برگ ] و به لاتينى
Potentilla reptans ?
نوشته و علامت سؤال از اوست . هم او به استناد فرهنگ معروف اشتينگاس مىگويد كه سنكسبويه در فارسى سنگسبويه ( با گاف ) است ( لوى ، م 157 ) .
سنكسبويه اسم فارسى است و معرب او به جيم بجاى كاف است و آن دانهايست درازتر از دانهء انگور و بغايت صلب شبيه به سنگ و گويند از فارس خيزد و در تذكرهء عبدوس دانهء سيستان . . . تصريح نمودهاند ( تحفه ، 156 ) . سنگ سبويه . .
لغت فارسى است و معرب آن سنج سبويه است به جيم بجاى كاف و سك سبويه نيز آمده . . . دانهايست بسيار صلب شبيه به سنگ و املس و بزرگتر از دانهء انگور و به رنگ ماش و به قدر آن و مربع شكل و گويا دو طرف آن را بريدهاند و اين به - سبب اتصال دانههاى آن است به هم و در غلافى مانند غلاف تخم . . . لوبيا مىباشد ( مخزن ) . در لغتنامه ذيل مادهء پنج انگشت يكى از مترادفات آن را به نقل از ذخيرهء خوارزمشاهى سكسنبويه نوشته - اند و ناظم الاطباء مؤلف فرنود ساريا فرهنگ نفيسى در تعريف سنگسبويه چنين گويد : « يك نوع گياهى كه پنج انگشت نيز گويند » . استاد معين نيز در فرهنگ خود سنگسبويه را همان پنج انگشت دانسته است اما پنج انگشت يا پنج برگ قطعا غير از سنگسبويه است زيرا اولا سنجسفويه يا سنگسبويه را دانهاى مانند دانهء ماش نوشتهاند ثانيا پنج انگشت همان اصابع الصفر است كه در الابنيه جداگانه از آن بحث شده است ( ر ك : به همين ماده ) و هروى در آنجا كوچكترين اشاره به سنجسفويه نكرده است . ثالثا اسم پنج انگشت يا پنج برگ حاكى از مسمّاى آن است و قابل تطبيق با اوصافى نيست كه دربارهء سنگ - سبويه آوردهاند .
در پايان اين گفتار بجاست كه بگويم كه نام اين دارو در غالب مآخذ مهم مانند هداية المتعلمين و اغراض - الطبيه و مفردات ابن بيطار نيامده است .
سندروس
( Sandarus )
( لا )
Thuya orientalis
( فر )
Sandaraque
سندروس كرم و خشكست اندر درجهء دوم خون كى از بربر افتذ بازكيرذ . .
قوتش جون قوت كهرباست .
الابنيه ( بهم 195 ، زل 155 )
نيكوتر او سرخ بود به لون عقيق و جرم او صلب باشد و پاكيزه و درخت سندروس در زمين زنگبار بسيار باشد و طريق تحصيل از آن است كه درخت او بكارند و به تير