زخمها كنند تا سندروس از او به تدريج ترشح مىكند و منجمد مىشود ( ترجمهء صيدنه ، ب 74 ) . گرم و خشك است به درجهء دوم خفقان را سود دارد همچون كهربا ( اغراض ، 628 ) . سنگى است كه از سواحل دريا خيزد و گويند صمغ درختى است و محمد بن احمد زكريا گويد كه در وسط بحر هند چشمهايست گرم آب او مثل عسل غليظ و در ميان آب دريا مىجوشد و چون بر روى آب آمد سرد و منعقد مىگردد و مخصوص هند است و آن شبيه به كهربا و از آن - سستتر و سرختر و با اندك تلخى به - خلاف كهربا و سه قسم مىباشد زرد باطن و براق و يكى مايل به كبودى . . .
و خوب او مثل كاهربا ربايندهء كاه است . و از ادويهء جليل القدر است ( تحفه ، 157 ) . به ندرت در هندوستان ديده شده است ( لوى ، م 156 ) . سندروس معرب واژهء يونانى سندرخس
Sandaraxe
صمغى كه از گونهاى سرو كوهى استخراج مىشود و در طب قديم مورد استعمال بوده ، ضمنا از آن در ساختن دانهء تسبيح يا گردنبند استفاده مىكردند ( فرهنگ معين ) .
سنگ بنارسى
( Sang - e - ban resi )
سيم عود الصليبست و بدل اوى سنگ بنارسى است .
الابنيه ( بهم 4 ، زل 6 )
بنارسى منسوب است به بنارس از شهر - هاى معروف هندوستان اما در مآخذ موجود ذكرى از اين سنگ نشده است .
شايد سبب آن باشد كه بقول هروى اين سنگ را در هند بجاى عود الصليب به كار مىبردهاند .
سنگ سرمه
( ر ك : حجر الاثمد )
سنگ لاژورد
( ر ك : حجر الازورد )
سنگ مغناطيس
( ر ك : حجر المغناطيس )
سورنجان
( Suranj n )
( لا )
Colchicum autumnale
( فر )
Colchique
سورنجان كرمست و خشك اندر درجه دوم . . . و سورنجان سرخ قتالست . . .
و سورنجان سبيذ نقرس را منفعت كنذ .
الابنيه ( بهم 194 ، زل 154 )
سورنجان بيخ نباتى است كه شكوفهء او بيش از جملهء انواع شكوفهها در فصل بهار پديد آيد و برگ نبات او بر روى زمين نزديك باشد . . . و شنبليله نيز گويند و پارسيان سورنگان گويند و شكوفهء او را اصابع هرمس گويند و نيكوتر او آن بود كه لون او سپيد بود و جرم او سخت بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 75 ) . بيخ نباتى است بهتر آن باشد كه سپيد باشد و سخت و سياه باشد ( اغراض ، 628 ) . بيخى شبيه به سير صحرائى و مايل به استداره و پوست او مايل بسرخى و اندرون سفيد و شيرين طعم و بسيار رطوبت . . . و