تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
سرخس اخير الذكر معرب سرخس ( بفتح اول و دوم ) لغتى فارسى است و سپس بشرح انواع آن مىپردازد ( مايرهوف ، م 266 ) . سرخس نر
Pteris Fil - - ix mas
كه داراى برگهاى بزرگ و دو بار بريدگى دارد ، ساقه زيرين آن بر ضد كرم كدو به كار مىرود . . . سرخس ماده
Asprenium
كه ممكن است مانند سرخس نر به كار رود ولى تأثيرش بسيار كمتر است ( گل‌گلاب ، 191 ) .

سرطان

Sarat n
سرطان سل را منفعت كنذ و نفس الدم و زخم مار را جون با كشك جو ببزند . . . و بحريش تجفيف ريشها كنذ . . . الابنيه ( بهم 193 ، زل 154 ) در اين گفتار دو چيز جلب توجه مىكند يكى آنكه هروى نامى از واژهء فارسى يعنى خرچنگ نبرده است . ديگر آنكه در اينجا فقط از سرطان بحرى ياد كرده و چيزى درباره سرطان نهرى ننوشته است اما در گفتار مربوط به رماد ( خاكستر ) به سرطان جويبارى كه همان سرطان نهرى است چنين اشاره كرده است : رماد سرطان جويبارى . . . بر گاز كلب الكلب سوذ كنذ جون ده ملعقه از وى بخورند ( الابنيه ، زل 136 / 7 ، بهم 168 ) . صاحب اغراض سرطان نهرى و بحرى را چنين تعريف مىكند : سرطان نهرى خرچنگ جوى است و گوشت او خار و پيكان برآرد و طبيخ او و گوشت او خداوند سلع را سود دارد . بريان كنند و بكوبند و با انگبين بسرشند . گزيدن كلب كلب را سود دارد . سرطان بحرى خرچنگ دريائى است . همه سرطان مقصود نيست بعضى است كه اعضاء او سنگ است اندر داروهاى چشم افتد ( اغراض ، 606 ) . سرطان نهرى به فارسى خرچنگ نامند . . . سرطان بحرى خرچنگ دريائى و آن دو قسم است يكى آنكه چون از آب در آرند متحجر شود و آن خرچنگى است به قدر سرطان نهرى و از آن كوچكتر و صدفى و نرم ( تحفه ، 145 ) .

سركه

( ر ك ، خل )

سرمق

Sarmaq
( لا )
Atriplex hortensis
( فر )
Arroche
سرمق سرد و ترست اندر درجهء اول . الابنيه ( بهم 181 ، زل 145 ) سرمق را به لغت تازى قطف گويند . . . و به سريانى قطفا گويند و به پارسى سرمه گويند و در بعضى مواضع تيلاك [ ؟ ] گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 67 ) . سرمق سرد و تر است بدرجهء اول ( اغراض 596 ) . صاحب تحفه در ذيل سرمق مىنويسد : معرب از سرمج فارسى و آن قطف است و در ذيل قطف مىگويد :
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 202 | منوچهر اميرى