يونانى است به فارسى كاشم رومى نامند و بغدادى گفته كه غير كاشم است و غلط كرده كسى كه كاشم دانسته و شيخ الرئيس در مبحث استسقا گفته كه انجدان رومى است و آن را ساساليوس و سيسالى نيز نامند و بالجمله از ادويهايست كه در ماهيت آن اختلاف است . اصح اقوال آن است كه نباتى و چهار قسم مىباشد . .
و چهارم نبات آن شبيه به انجدان و ثمر آن سفيدتر از آن و مستدير و درازتر . . . و مستعمل بيشتر اين قسم است و مقشر آن ( مخزن ) . ساليوس . . . الكاشم الرومى . . .
و ان ساساليوس و ساسالى شئى واحد ( شرح اسماء ، م 283 ) . سسالى معرب واژهء يونانى سسلى
Seseli
است و سساليوس معرب سسليوس
Seselios
يعنى سسلى در حالت اضافه
Geniitf
مىباشد . كاشم رومى را به فرانسه
Liv - eche
گويند و به لاتينى
Levisticum - officinale
( مايرهوف ، م 283 ) .
سسالى گياهى است از تيرهء چتريان كه . .
برگهايش داراى بريدگىهاى عميق و گلهايش سفيد يا قرمز است . اين گياه در مناطق خشك و معتدل اروپا و آسيا مىرويد . . . سساليوس ( فرهنگ معين ) .
كاشم رومى را دكتر زرگرى كاشن رومى نوشته ( شايد اشتباه چاپى باشد ) و آن را چنين تعريف كرده است : گياهى علفى . . . داراى ساقهء ضخيم استوانهاى . . .
برگهائى ضخيم ، گوشتدار ، منقسم به - برگچههائى با ظاهر لوزى و دندانههاى نامساوى به رنگ سبز تيرهء شفاف . . .
( زرگرى ، ج 1 ، ص 797 ) . نيز ر ك :
انجدان .
سعد
( Sod )
( لا )
Cyperus longus
( فر )
Souchet
سعد كرم و خشكست اندر درجهء دوم .
الابنيه ( بهم 168 ، زل 148 )
سعد لغت عربى است و سعد نباتى است كه بيخ او سياه بود و خوشبوى بود . . .
و معدن سعد بيشتر در عراق است . . . و نبات او كوتاه بود و دانهء او فربهوش باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 68 ) . سعد قابض است و خشكىكننده است ( اغراض ، 628 ) . سعد بيخى است به قدر زيتون و بزرگتر از آن و سياه و اندرونش سفيد و خوشبو و به فارسى مشك زمين . . .
نامند برگش شبيه به برگ گندنا و از آن درازتر و باريكتر و با صلابت و اندك خشونت و كمعرض ( تحفه 147 ) . سعد لغتى است تازى و سريانى آن سعدى بر وزن هندى است ( مايرهوف ، م 274 ) .
مشك زمين ، سعد سلطانى ، گياهى است از تيرهء جگنها كه در اماكن مرطوب و گرم رويد . قسمى از ساقههاى زيرزمينى آن غدهاى شكل شده محتوى مواد