تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اسفناج رومى است و او را سرمق فارسى نيز نامند مانند پودنه بلند مىشود و منبتش نزديك آبها و برگش سبز مايل به زردى و دراز و زرد و شكن و تخم او مايل به زردى و با اندكى لزوجت است و برى او قوىتر از بستانى و رطوبت و برودت او كمتر از آن است ( تحفه ، 208 ) . قطف ، هو السرمق و يقال السرمج ( شرح اسماء ، 331 ) . قطف لغتى است تازى و سرمق معرب سرمك فارسى است كه به عربى اسفناج رومى نيز گفته مىشود ( مايرهوف ، م 331 ) . چنان كه در ترجمهء صيدنه ديديم اين گياه را « به پارسى سرمه گويند » ازاين‌رو نه همان سرمق كه سرمج نيز معرب سرمه است و البته اين سرمه را نبايد با سرمهء چشم ( اثمد ) اشتباه كرد .

سرمه

( ر ك : اثمد )

سرو

( Sarv )
( لا )
Cupressus sempervisus
( فر )
Cypres
سر و قبض قوى دارد بىتبش و تيزى : و كوهيش را ابهل گويند و ببارسى اورس خوانند . الابنيه ( بهم 158 ، زل 150 ) سرو گرم و خشك است . . . برگ او و ثمرهء او قابض است ( اغراض ، 628 ) . درخت معروف است و شبيه به جوز رومى ( تحفه ، 145 ) . و آن سه قسم مىباشد يكى سرو آزاد ، ديگرى سرو سهى و سيم سروناز ( برهان ، دهخدا ) . و آن سه قسم است : سروناز كه شاخهايش متمايل است ، سرو آزاد كه شاخهايش راست رسته باشد و سرو سهى كه دو شاخش راست رسته باشد ( رشيدى ، دهخدا ) . در ديگر فرهنگها نيز همين تقسيمات و تعريفات را براى سرو قائل شده‌اند ( ر ك : دهخدا ) . اصل كلمه اكدى است ( حاشيه برهان معين ) . ثابتى در تعريف سروناز مىنويسد : سروناز
Cupressus Sem - pervirens
اين درخت بنامهاى مختلف سروناز ، سرو كاشى و سرو شيرازى متداول مىباشد ( ثابتى ، م 145 ) . دربارهء سرو كوهى رجوع شود به ابهل .

سريش

( ر ك : خنثى )

سريش‌ماهى ( غرى سمك )

ساليوس

( Sas liyus )
( لا )
Seseli tortuosum
( فر )
Seseli
ساليوس كاشم رومى بوذ و بعضى طبيبان گويند انجذان روميست . الابنيه ( بهم 189 ، زل 150 ) صاحب اغراض بجاى ساليوس سيسا - ليوس نوشته است : سيساليوس انگدان رومى است ( اغراض ، 630 ) . صاحب تحفه در ذيل لغت سسالى مىنويسد : معرب از سلى ساليوس يونانى است ( تحفه ، 146 ) . سيساليوس . . . لغت