او را در خراسان گل عاشقان نامند و نبات او از يك شبر زياده و برگش عريض و مزغب و گلش زرد و شاخهاى او بزرگ و دراز و چون نزد او غنا و سرود نمايند گلش مىريزد . . . و بعضى گويند اسم آزاد درخت است ( تحفه ، 134 ) . مؤلف مخزن الادويه همين تعريف صاحب تحفه را ذيل لغت زرين گياه تكرار كرده است بىآنكه يادآور شود كه آن را زرين درخت نيز نامند .
مىنويسد : زرينگياه . . . از جملهء ادويه مجهولة الماهيه است . . . صاحب اختيارات بديعى گفته كه درختى است كه در ولايت كازرون بسيار مىباشد ( مخزن ) .
زعرور
( Z rur , Zorur )
Mespilus azarolus , Crategus
( لا )
azarolus
( فر )
Azerole
زعرور را بپارسى ازدف خوانند و او سر دست و خشك اندر درجهء اول .
الابنيه ( بهم 172 ، زل 138 )
زعرور را به پارسى گويج گويند . . . و ازدك [ كذا و شايد اشتباه كاتب باشد به جاى ازدف ] نيز گويند و چوب او بزرگ باشد و ابن الاعرابى به لغت عرب نلك را زعرور گويد ( ترجمهء صيدنه ، ب 65 ) .
زعرور يعنى ازدف انواع است يك نوع را به خراسان الج گويند قابضتر از همه ميوههاى ديگر است ( اغراض ، 591 ) .
زعرور در اصفهان گويج نامند و به تركى يميشان و در تنكابن كرجيل گويند از جنس كنوس طبرى است ( تحفه ، 136 ) .
اين كنوس طبرى را صاحب مخزن چنين تعريف مىكند : به فتح كاف و ضم نون . . .
به لغت طبرستان اسم نوع كبير زعرور است و به تركى از گيل . . . و افعال و خواص آن قوىتر از زعرور صغير ( مخزن ) . زعرور هو الاجاص الشتوى . . .
انه ثمرة شجره الدب و اسم شجرة - الزعرور النلك ( شرح اسماء ، م 132 ) .
زعرور نامى تازى است كه در اسپانيائى
acerola
و در فرانسه
Azerde
( و در انگليسى
( Azerde
گشته است . نلك را بعضى به فتح يا ضم يا كسر نون و لفظى تازى دانستهاند و برخى فوللرس آن را تلك
Telk
و واژهء فارسى پنداشتهاند .
الاجاص الشتوى يعنى آلوى زمستانى و شجرة الدب كه به معنى درخت خرس است هم به زعرور مورد بحث اطلاق مىشود و هم به ازگيل ( به فرانسه
Le nejlier
به لاتينى
Mespilus - ( germanica
بنا به نوشتهء دكتر پارسا كنوس سابق الذكر را در گيلان و مازندران امروز بنامهاى كنوس بر وزن خروس و كنس بر وزن غرض و بر وزن خورش و كندس بر وزن هرمز خوانند ( پارسا ، ج 4 ، ص 79 ) .