گويد : زيبق . . . جون زريوند دراز با او به كار برند خارش را بهتر بوذ ( بهم 174 ، زل 141 ) . بر سه نوع است يكى راز راوند و مدحرج گويند يعنى جرم او گرد باشد و نوع دوم زراوند طويل است يعنى دراز و نوع سيم آن است كه نبات او به علاقههاى درخت تاك ماند و علاقهء او آن است كه به شكل لبلاب بر درخت بود و به انواع نبات محكم شود ( ترجمهء صيدنه ، ب 63 ) . دراز است و گرد . . . دندانها سپيد كند و بن دندان سخت كند . . . و هر دو نوع ضيق النفس و صرع را . . . سود دارد ( اغراض ، 621 ) . لغت فارسى است و قسم نر را طويل و ماده را مدحرج نامند و از مطلق او مراد طويل است و آن بيخى است به سطبرى انگشتى و زياده از آن و دراز و ظاهرش تيره مايل بسرخى و باطنش سرخ مايل به زردى و طعمش تلخ . . . و برگش شبيه به برگ لبلاب كبير . . . زراوند مدحرج به فارسى زراوند گرد و به - اصفهانى نخود الوندى نامند ( تحفه ، 134 ) . منه مدحرج و منه مستطيل و النوعان موجودان بالمغرب . . . و اسم - الزراوند باليونانى ارسطو لوخيا ( شرح اسماء ، م 133 ) . لفظ زراوند فارسى است و زراوند دراز و زراوند گرد هر دو در كشورهاى ساحل مديترانه و در آسياى مركزى مىرويد ( مايرهوف ، م 133 ) .
زردچوبه
( ر ك : عروق صفر )
زرسك ( زرشك )
( ر ك : انبربيريس )
زرنب
( Zarnab )
زرنب كرمست و خشك اندر درجهء دوم .
الابنيه ( بهم 176 ، زل 142 )
زرنب نبات بستانى است و بعضى گويند نباتى است كه بوى او خوش بود . . .
زرنب برگ درختى است كه بوى او عطر باشد و جرم او تيرهرنگ . . . ختنكى [ كذا لايقرأ است ] گويد زرنب برگ سيبسنبر است و از صندل تيزبوىتر بود و نوعى از او به غايت خوشبوى بود و بوى او تيز بود و به بوى اترج ماند . . .
و بولس گويد زرنب از جملهء افاويه است يعنى از عطرهاى نباتى است ( ترجمهء صيدنه ، ب 63 ) . صاحب هدايه در ضمن نسخهاى كه براى مداواى استسقا نوشته چنين آورده است : نسخت وى خبث الحديد . . . و زرنب ( ص 454 ) .
زرنب . . . فربهى آرد و بادها را بشكند ( اغراض ، 620 ) . برگ نباتى است از برگ صعتر عريضتر و مايل به زردى و خوشبوى شبيه به بوى ترنج و گلش زرد و نباتش كمتر از زرعى و ساقش مربع و مجوف و طعمش با حدت و قوتش تا چهار سال باقى مىماند و منبتش جبال فارس و او را سرو تركستانى نامند