زاج روى زمين را گويند و اهل آذر - بايگان سرب را ازا كند خوانند و منشأ را و اشتقاق زاگ اوست [ كذا ] . . . و شب يمانى از جمله زاكها نيكوترست . . .
و بعضى را لون زرد بود و بعضى را سياه و بعضى سرخ و زاغ سياه آن است كه كفشگران به كار برند . . . و بعضى گفته كه نيكوتر زاگ آن است كه لون او به لون زر ماند و چون شكسته شود در ميان جرم او اجزاء پديد آيد كه به اجزاء زر ماند ( ترجمهء صيدنه ، ب 61 ) . در هداية - المتعلمين بجاى زاج زاگ و انواع آن در موارد مختلف چنين آمده است : زاگ زردشكن ، زاگ سپيد ، زاگ سپيد بريان كرده ، زاگ سرخ ، زاگ سرخشكن ، زاگ سوخته ، زاگ كفشگران ، زاگ مداد ( ر ك :
هدايه فهرست داروها و خوردنىها ) . فارسى معرب است ( المعرب جواليقى ، دهخدا ) .
زاج حجرى است معروف و چند نوع است و طبيعت همه به يكديگر نزديك چون سفيد و سرخ و زرد و سبز . زرد را اقلقنطار گويند و سفيد را فلقنديس و سبز را قلقند . سبز و زرد در مرهمها و داروهاى چشم به كار دارند و زاج مصرى از قبروسى قوىترست . . . و نوعى ديگر سرخ است و در داروهاى چشم قبروسى بهتر است . . .
و زاگ در صناعت صباغان مستعمل باشد .
رنگها را تمامتر كند ( عرايس ، ص 199 ) . هو انواع كثيرة منها القلقند . . و منها القلقديس و منها القلقطار . . . و الزاج - القبرسى هو الاخضر و زاج الاساكفة هو الزاج الاصغر ( شرح اسماء ، م 140 ) .
زاج معرب زاگ فارسى است . قلقند معرب خالكنتون
Kh lkanton
يونانى و قلقديس معرب كلمهء يونانى خلكيتيس
Khalkitis
و قلقطار شايد مأخوذ است از لغت يونانى خلكو كراتون
Khalk - okr ton
اينها همه زاجهاى غير خالص به خصوص سولفات آهن مىباشند كه در ساختن سرمه و داروهاى چشم به كار مىرود . زاج اخضر ، سولفات آهن غير خالص و قلقند همان است كه در ميان داروفروشان اروپا معروف است به :
La couperose verte
( مايرهوف ، م 140 ) . شيمىدانان قديم اقسام سو - لفاتها ( كبريتها ) را به نام زاج ويتريول و يا كوپروز مىناميدهاند و انواع مختلف آن را با قيد سبز ، كبود ( سولفات آهن ، مس ) و مانند آن از يكديگر متمايز مىساختهاند . . . اين اقسام مختلف ويتريول يا سولفاتها را نيز زاج مىگفتهاند و براى تشخيص و جدا ساختن اقسام آن از يكديگر قيد آهن ، مس ، نشادر ، آهك و يا سبز سرخ ، كبود ، زرد بدان مىافزودند . و لكن زاج حقيقى اكسيد او آهن است كه از تركيب آن با صمغ و