تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
آب مركب سياه تهيه مىشود و از نمك - هايى است كه بطور آزاد نيز در طبيعت بدست مىآيد و در طب استعمال مىشود . زاج هنگامى كه خشك است به رنگ سفيد است و چون تبلور يافت سبز متمايل به كبود مىگردد ( دايرة المعارف بستانى ، دهخدا ) .

زاد مهران

( Z dmahr n )
سنبراس . . . و اندر زاذ مهران هندى به كار برند . الابنيه ( بهم 197 ، زل 155 ) زامهران [ بدون دال ] داروئى است كه در نوشدارو كنند ( لغت فرس اسدى ، دهخدا ) . زامهران داروئى است كه آن ترياك باشد يعنى خاصيت پازهر دارد و در نوشداروها داخل كنند ( برهان ، دهخدا ) . به داروئى اشارت كرد كه آن را زامهران خوانند ( كليله و دمنه نصر اللّه منشى ، دهخدا ) . مرحوم دهخدا در حاشيهء عبارتى كه از كليله و دمنه نقل كرده چنين نوشته است : در كليلهء عربى ابن المقفع نيز نام اين دارو به همين نحو ( زا - مهران ) آمده است و در حديقهء سنائى كلمه به صورت زبحران ( زب ح با حاء حطى ) آمده است كه من گمان مىكنم مخفف و مصحف زامهران است :
سخت بسيار كس بود كه خورد * قدح زهر صرف و زان نمرد بلكه او را غذاى جان باشد * كه ز بحران چو خيزران باشد
( حديقه سنائى ، ص 84 س 19 ) و در كتاب الابنيه عن حقائق الادويه ( در شرح كلمه كه نمىتوانم آن را بخوانم بعد از كلمهء سنجسفويه ) گويد : [ در اين جا استاد شاهد مورد بحث مذكور در فوق را آورده و يادداشت خود را پايان داده است ] . كلمه‌اى كه پس از سنجسفويه آمده و مرحوم دهخدا نتوانسته است بخواند همان سنبراس است كه هروى در ذيل اين ماده به زادمهران هندى اشاره كرده است . در قرابادين از قانون ابن سينا از زامهران صغير و زامهران كبير بعنوان معجون مقاوم سموم ياد شده است ( ر ك : دهخدا ) . رامهران با راء مهمله ( داود انطاكى - بحر الجواهر ، دهخدا ) . در لغت فارسى زامهران و زامرون چون نافرمان و آزريون و بمعنى ترياك پازهر خاصيت ضبط شده و در مخزن رامهران و زامهران و رمهران و زمهران ضبط شده و آن نوعى از تركيبات افيونى است ( بهمنيار ، 197 ) .

زبد البحر

( Zabad - ol - bahr )
زبد البحر جلا دهذ وسخ ببرذ . الابنيه ( بهم 176 ، زل 142 ) زبد البحر ، كف دريا را به رومى اقرا - بونيا گويند و اقرون نيز گويند . . . و او پوست نوعى است از حيوان دريائى و معدن او بحر عدن و نهايت به اندازهء
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 184 | منوچهر اميرى