تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
( لا )
Punica granatum
( فر )
Grenadier
رمان نارست و همهء اجناس رمان قابضست دندان را كند كند . الابنيه ( بهم 162 ، زل 130 ) انار ، نار . صاحب ترجمهء صيدنه چنين مىنويسد : رمان ، انار ترش . . . طبع را قابض است و صفرا را تسكين دهد و بر و سينه را درشت كند و انار شيرين . . . طبع را نرم كند و بر و سينه را قوت دهد ( ب 155 ) . نيز رجوع شود به : جلنار .

روغن بنفش

( Rowqan - e - banafs ? )
برزقطونا . . . جون با روغن بنفش به كار برى شكم نرم كنذ . الابنيه ( بهم 51 ، زل 42 ) مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : ظ [ ظن رمز ترديد ] روغن بنفشه ( بهمنيار ، 51 ) . در هداية المتعلمين در موارد عديده و در همه جا بدون استثنا روغن بنفش ، روغن بنفش تازه ، روغن بنفش خالص ، روغن بنفش خوش آمده است ( ر ك : فهرست داروها و خوردنىها در همان كتاب ) . اما در الابنيه فقط در يك مورد مذكور در فوق روغن بنفش آمده و در موارد عديدهء ديگر روغن بنفشه ذكر شده است . دربارهء روغن بنفش يا بنفشه : ر ك : « بنفسج » و « دهن - البنفسج » .

رويناس

( ر ك : فوه الصبغ )

ريباس

( Rib s )
( لا )
Rheum ribes
( فر )
Rhubarbe - groseille
ريباس را كلش كروكنه را و ريشهاى تن را نيك باشذ . الابنيه ( بهم 163 ، زل 132 ) ريباس . . . و به پارسى ريواج گويند و چگرى هم گويند . . . و در بعضى مواضع چون نبات او رسته شود سى سال پايد تا برگ او پديد آيد و در اين مدت به - تدريج او در زمين بزرگ‌تر شود تا مقدار پنج درخت خرما شود در بزرگى . . . و چون نبات او بزرگ شود هر برگى از او بدست آدمى مشابهت دارد و اردشير را ريوند دست گويند بسبب آنكه دست - هاى او دراز بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 61 ) . در هدايه به جاى ريباس ريواج آمده است و صاحب اغراض چنين مىنويسد : ريواج ريباس است همچون غوره است ( ص 599 ) . صاحب تحفه در ذيل ريباج مىنويسد : اسم فارسى است و در ذيل ريباس گويد : معروف و مشهور است و بيخ او ريوند است ( ص 130 ) . ريباس معرب نامهاى فارسى : ريواس ، ريويز ، ريويج ، ريواج است ( مايرهوف ، م 350 ) . ريواس خوراكى ( گل‌گلاب ، 231 ) .

ريجان

( ر ك : شاهسفرم )
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 181 | منوچهر اميرى