رقاع يمانى
( ر ك : رقاع اليمانى )
رماد
( Rem d , Ram d )
رماد را اندر همه اجناس وى قوه جلاست و تجفيف بر تفاوتش اختلافست .
الابنيه ( بهم 168 ، زل 136 ) .
خاكستر ( منتهى الارب ، دهخدا ) . آنچه از مواد محترقه پس از احتراق باقى مىماند ( اقرب الموارد ، دهخدا ) .
هروى در ذيل مادهء رماد به خواص خاكستر گياهان و جانوران گوناگون اشاره مىكند از قبيل « رماد مازريون » و « رماد چوب انجير » و « رماد سرطان جويبارى » و « رماد خطاطيف » . دربارهء همهء اين لغات ( مازريون ، سرطان الى آخر ) در كتاب حاضر بحث شده است .
باقى مىماند نام دو جانور يكى « رسك » و ديگرى مارويت كه هروى دربارهء خواص خاكستر آنها سخن گفته است و بايد از اين دو جانور در اينجا سخن گويم : « رسك » در نسخههاى « نس » و « نم » با راء و سين مهمله آمده است ليكن در الابنيه چاپ بهمنيار زشگ با زاى منقوط و شين قرشت و كاف فارسى نوشته شده كه قطعا غلط است اگرچه در غلطنامهء كتاب به اين نكته اشاره نشده است اما توضيح مرحوم بهمنيار در حاشيه نشان مىدهد كه مراد او رشك بوده است .
استاد مىنويسد : بر وزن خشك ، عقرب و كژدم و در نص رسك نوشته و چاپى هم ( بهمنيار ، 169 ) . مقصود وى از چاپى الابنيه چاپ زليگمان است كه در آنجا به تبع نسخهء « نس » رسك نوشته شده است . بارى رسك مذكور در الابنيه به - احتمال قريب به يقين همان رشك است كه در لغت به كسر راء به معنى تخم شپش است و به فتح راء به معنى عقرب ( ر ك :
برهان چاپ معين و لغتنامهء دهخدا ) .
در اينجا مراد هروى از رسك همچنانكه در حاشيهء بهمنيار ديديم همان رشك بمعنى كژدم است . چنان كه گفتم جانور ديگرى كه هروى از خواص خاكستر آن سخن گفته است مارويت است . مىنويسد : رماد مارويت كه ويرا بخراسان كربش خوانند و كرباسه نيز گويند و رمادش گرو خارش را . . . نيك بود ( بهم 169 ) . مارويت در لغت نيامده است و مرحوم بهمنيار نيز در حاشيه مىنويسد :
« ضبط اين كلمه ديده نشد » ( بهمنيار ، 169 ) . اما چون هروى آن را با كربش و كرباسه مترادف آورده است بايد آن را بمعنى چلپاسه يا مارمولك گرفت بخصوص كه جزء اول هر دو لغت « مار » است و اين نكته و نيز شباهت مارمولك به مار قرينهاى تواند بود براى يكى بودن مارويت و مارمولك . نيز ر ك : كربش ، كرباسه .
رمان
( Romm n )