رعى الحمام
( R y - ol - am m )
( لا )
Verbena officinalis
( فر )
Verveine , herbe sacree
رعى الحمام كرمست و خشك اندر درجهء اول .
الابنيه ( بهم 168 ، زل 136 )
معنى لغوى آن گياه كبوتر است ( رعى گياه و حمام ، كبوتر ) . در ترجمهء صيدنه چنين آمده است : رعى الحمام را اسطار - اون گويند و رعى الحمام به سبب آن گويند كه كبوتر را با او الفت بود و منبت او در زمين بسيار باشد و دانهء او به شكل ماش بود و هيأت هم . و چون پوست از او بيرون كنند به عدس مقشر ماند و در طعم او اندكى شيرينى باشد و او نوعى است از نبات كرسنه و او را گاو مشگ گويند و ديومشگ گويند و طعم او تيز باشد . . . و پوست او زرد بود و مغز او سرخ باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 60 ) .
فرسطاريون و فارسطاريون نيز گويند و آن حبّى است تيرهرنگ به مقدار ماش ، اندكى بزرگ است و چون پوست از وى باز كنند به رنگ عدس مقشر بود ( ذخيره ، دهخدا ) . گياهى است طولش زياده به شبرى و برگش دندانهدار و مايل به سفيدى . . . و سرخ مايل به زردى و تخمش شبيه به كرسنه و كبوتر محب اين گياه است . . . و نار قيصر عبارت ازوست . . .
و ساق الحمام نامند ( تحفه ، 127 ) . نار قيصر ( آخوندوف ، 374 ) . شاهپسند رسمى ( گيا ، 218 ) .
رقاع
( Req - lo - Yam ni )
( لا )
Cactus opuntia
( فر )
Opuntia , Figuier d'Inde
رقاع اليمانى ، رقاع يمانى كرم و خشكست اندر درجهء دوم منش كردا او - رذ بزورى عظيم .
الابنيه ( بهم 166 ، زل 134 )
رقاع . . . فرق نيست ميان او و ميان جوز القى جز آنكه سر رقاع شكافته باشد و لون او به سرخى مايل بود و جوز القى به سبزى مايل باشد و منبت او به يمن و درآوردن قىقوت تمام دارد ( ترجمهء صيدنه ، ب 60 ) . رقعهء يمانى به فتح را . . .
و آن را رقاع نيز نامند . . . گويند درختى است به قدر گردكان و برگ آن مانند برگ چنار و ثمر آن شبيه به انجير و با شيرينى و مأكول است و انطاكى نوشته است كه در مصر مشهور به انجير افرنجى است و آن را انجير هندى نيز نامند . . . و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته . . . كه انجير بغدادى باشد و در لار و گرمسيرات مازندران موجود است و مترجم صيدنه ابو ريحان و صاحب اختيارات بديعى نوشتهاند به جوز القى ماند اما سروى شكافته و مثلث شكل و به سرخى و منبت آن يمن و از آنجا به اطراف مىبرند ( مخزن ) .