است . . . نافع است از براى استرخاى اعصاب و فالج و لقوه . . . ( باب ادهان مركبه از قرابادين مخزن الادويه ) . در شرح آخوندوف نيز استعمال كلمهء « فيفلاو » را به ابن سينا نسبت دادهاند منتهى آن را فلفلاو به فتح فاى اول و ضم فاى دوم نوشته و در مقابل آن علامت سؤال نهادهاند ( آخوندوف ، ص 327 ) .
صاحب اغراض الطبيه در علاج فالج مىنويسد : و بعضى طبيبان قديم فرمودهاند كه ايارج فيقرا بايد داد ( اغراض ، 294 ) . در اينجا « طبيبان قديم » شامل حال اخوينى مؤلف هدايه نيز تواند بود . در اين صورت آيا فيقرا كه براى معالجهء فالج تجويز شده همان فيقلاد مذكور در هداية المتعلمين نيست ؟ ايارج بر وزن خوارج را در فرهنگها معرب اياره فارسى نوشتهاند و لوى آن را مأخوذ از ايره
iera
يونانى مىداند ( لوى ، م 28 ) . صاحب مخزن در ضمن تعاريف مختلفى كه براى ايارج آورده چنين نوشته است : شيخ الرئيس گفته كه ايارج اسم مسهل مصلح است ( مخزن الابنيه فصل در تركيب ايارجات ) .
مؤلف اغراض در تعريف ايارج فيقرا چنين مىنويسد : فيقرا به لغت يونانى تلخ است و اصل اين ايارج صبر است و فيقرا بدين سبب مىگويند ( ص 676 ) .
ديگر مؤلفان نيز ايارچ فيقرا را بدين - گونه تعريف كردهاند و طرز تهيه آن به تفصيل در كتب قرابادين آمده است و خواصى كه براى آن ذكر كردهاند با خواصى كه هروى براى « دهن القنقلاد » و اخوينى براى فيقلاد ياد كردهاند در پارهاى از موارد اشتراك دارد . با اين مقدمات شايد بتوان به اين نتيجه رسيد كه قنقلاد تصحيفى است از فيقلاد و چون لام و را قابل ابدالاند فيقلاد به صورت فيقرا ( با حذف دال از آخر كلمه ) نيز به كار رفته است .
دهن الكلانج
( Dohn - ol - Kal naj )
Huile de noi de coco
دهن الكلانج روغن كلانج فالج و لفوه . .
را سوذ دارذ .
الابنيه ( بهم 150 ، زل 123 )
كلانج معرب كلانه است كه چندين بار ذكر آن در هداية المتعلمين آمده است ، از جمله در باب راجع به علاج فالج :
روغن بيد انجير يا روغن كلانه يا روغن فيقلاد بفرمايد دادن ( هدايه ، ص 259 ) .
دهن الكلكلانج . . . انواع هليلهجات و بليله و آمله و فلفل و دارفلفل و زنجبيل . . .
با چهارصد « ل » روغن خروع بجوشانند تا روغن بماند ( تحفه 349 ) . شيخ رئيس در قانون آورده كه اين معجون از تراكيب اطباى هند است ( مخزن ) . دهن - الكلانج و يقال ايضا كلكلانج و هو دهن - الجوز الهندى ( شرح اسماء ، م 101 ) .
ابن بيطار از اين روغن ذيل مادهء دهن -