تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
خلاف بشر الصفصاف ، بالفارسيه بيذ سپيذ ( الصيدنه ، ب 60 ) . برگ بيد است ( اغراض ، 636 ) . شامل بيد مشگ و بيد برى و بيد موله است و از مطلق او بيد برى مراد است . . . و صفصاف اسم خلاف برى است . . . خلاف بلخى به - فارسى بيدمشگ گويند ( تحفه ، 107 ) . هو الصفصاف و السندار ( شرح اسماء ، م 393 ) . خلاف آن است كه نام لاتينى و فرانسويش را در بالا نوشته‌ام اما ماير - هوف معتقد است كه نام لاتينى صفصاف
Salix safsaf
است . نيز گويد سندار مذكور در شرح اسماء شايد مصحف سبيدار ، معرب سپيددار ( سپيدار ) فارسى است به معنى درخت سپيد كه به معنى
L'oisier blanc
و ( لا )
Salixalba
- صفصاف ابيض ، سپيد بيد نيز مىباشد . بر طبق تحقيقات دقيقى كه كرده‌اند مسلم شده است كه سرزمين اصلى خلاف يا سپيدار ايران است و در آنجا هنوز اصطلاح بيدمشگ
Saule musque
معمول است ( مايرهوف ، م 393 ) . درخت بيد در ايران داراى گونه‌هاى متعددى است نام عربى آن خلاف صفصاف مىباشد و در بصره نيز به آن غرّب مىگويند . گونه‌هاى مختلف بيد در ايران عبارت است از زرد بيد و بيدمشك . بيدمشك درختچه يا درخت كوچكى است و بر خلاف وجه تسميهء علمى و نامى كه بر روى گونهء آن نهاده - اند بومى مصر نيست و در جنگلهاى شمال ايران انتشار دارد . . . اهالى مشرق زمين در قرون گذشته بيدمشك را جزو نباتات طبى محسوب مىداشته و آن را به نامهاى بومى مختلفى از قبيل خلاف و بان و بيدمشك و غيره مىناميده‌اند ( درختان و درختچه‌ها ، 335 ، 338 ) .

خلر

( ر ك : جلبان )

خمر

( Xamr )
جالينوس كويذ كى غرض اندر خمر خوردن دو جيزست يكى خرمى دل و دوم منفعت تن . الابنيه ( بهم 123 ، زل 101 ) به لغت رومى اونوس گويند و به سريانى خمرا گويند . . . و از انواع شراب آن نيكوتر بود كه رنگ او سرخ باشد و كهنه بومى و طعم او خوش باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 52 ) . خمر مراد از او در شرع ما - يخمر العقل است يعنى آنچه عقل را مىپوشاند و در عرف از مطلق او شراب انگورى مراد است كه آب انگور صاف را در خم درون به زفت اندوده كرده مدتى در آفتاب و بعد از آن در سايه گذارند و غير انگورى را نبيد نامند و اصناف او به حسب افعال زياده بر شصت قسم مىباشد ( تحفه ، 108 ) . خمر به فتح خا و سكون ميم و راء مهمله مراد از آن در شرع ما يختمر به العقل است يعنى آنچه