تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
. خشخاش را مصريان قديم مىشناخته‌اند اما كشف آن در آسياى ميانه بسيار دير متداول شده است ( مايرهوف ، م 401 ) .

خصى الثعلب

( Xos - as - s lab )
( لا )
Orchis maculata
( فر )
Orchis
خصى الثعلب كياهيست جون خايهء روباه . الابنيه ( بهم 135 ، زل 113 ) خصى الثعلب گرم و تر است و او را بدين صفت مىشناسند او را اطريفيليون گويند و شجرة الكلب هم گويند و گفته - اند كه او را شاخها بسيار بود و هريك از شاخ او مربع باشد و درشت بود و برگ او گرد باشد و بر يك موضع جمع باشد بلكه برگ او بر اطراف شاخها متفرق بود و برگ او درشت بود و گفته - اند كه طعم او طلخ بود . . . و منبت او در سرابها و بامهاى خانه و در صحرا نيز بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 51 ، 52 ) . ديسقوريدوس فى الثالثة ساطورين و من الناس من يسمية طريفلن و معناه باليونانيه ذو الثلاث و رقات و يسمى بهذا الاسم لان اكثره له ثلاث ورقات و هى مائلة نحو الارض شبيهة فى شكلها به ورق الحماض و ورق السوسن ( ابن بيطار ، 62 ) . به فارسى ثعلب گويند و آن بيخى است سفيد و از سورنجان كوچك‌تر و طعم او شيرين و بالزوجت و اندك تندى در بوى شبيه به بوى منى مثل دو بيضهء كوچكى كه با هم ملاصق باشد و از هر بيضه ريشهء باريكى دراز رسته و در آخر هريك دانهء كوچكى موجود كه هر چند آن دانه بزرگ شود بيضهء او كوچك گردد و از اين جهت قاتل الاخيه نامند و مستعمل اصل بيضه است نه حب مذكور ( تحفه ، 104 ) . هو النبات الذى يقال له قاتل اخيه . . . و هو طريفلن و شاطريون و اسمه ايضا اورخيس كنس ( شرح اسماء ، م 391 ) . خصى الثعلب كه به معنى خايهء روباه است معادل لفظ يونانى كينوس ارخيس
« Kynos orkhis »
به معنى خايهء سگ يا خصى الكلب ( ماير - هوف ، م 391 ) . خصى الثعلب . . . در زير خاك هميشه داراى دو تكمه است يكى در پاى ساقهء هوائى و ديگرى كه تازه و شاداب است در پهلوى آن قرار گرفته . در موقع زمستان ساقهء هوائى آن از ميان مىرود و سال بعد تكمهء جديد ساقهء هوائى ديگرى مىسازد ولى باز هم تكمهء جديدى براى سال ديگر آماده مىنمايد ( گل‌گلاب ، 313 ) و به همين سبب آن را در تازى قاتل اخيه و الحى و الميت نامند . ( مايرهوف ، م 391 ) .

خصى الكلب

( Xos - al - kalb )
خصى الكلب نباتيست جون خايهء سك برومى اسماقوس گويند .