( به لاتينى
Isatus tinctoria
اطلاق مىشود و نيل
L'indigotier
( به لاتينى
( Indigofera tinctoria
را نيز بدين نام ( خطر ) خوانند . وسمه در تمام كشورهاى پيرامون درياى روم به عمل مىآيد و نيل را كه منشأ آن در هند بوده است بعدها از آنجا به ايران و مصر برده - اند . چون پيوسته اين دو گياه يعنى وسمهء نيل را با هم اشتباه كردهاند از قديم نام - هاى هريك از آنها را به ديگرى اطلاق نمودهاند ( مايرهوف ، م 126 ) .
خطمى
( Xatmi , Xetmi )
( لا )
Althaea officinalis
( فر )
La guimauve
خطمى خطمى سبز بهتر بوذ كرمست اندر درجهء اول و اندر وى اندكى قبضست .
الابنيه ( بهم 131 ، زل 109 )
خطمى نباتى است كه از او دستشوى سازند چون اشنان و به لغت رومى اثوس گويند . . . و به پارسى خيرى و خيرو گويند . . . خيرى دشتى . . . طايفهاى او را خبازى گويند و برگ او مستدير باشد و ساق او تا يك گز ببالد و لعاب او لزج باشد و شكوفهء او سرخ بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 52 ) . نام او اندر لغت يونانى نامى است كه ترجمهء او كثير - المنافع است ( اغراض ، 635 ) . خطمى معروف است و سفيد و سرخ و الوان مختلفه باشد و آنچه بىگل باشد خطمى برى و خطمى نر نامند و او را از انواع خبازى شمردهاند ( تحفه ، 105 ) . خطمى معادل لغت يونانى
althaia
است و برى نيست بلكه آن را در همه جا مىكارند ( مايرهوف ، م 390 ) . اين گياه در اطراف تهران ، نواحى مختلف البرز ، اطراف رودخانهء كرج ، اراك . . . آذربايجان . . .
گيلان ، سرحدات شرقى ايران . . . مىرويد به علاوه غالبا پرورش مىيابد ( زرگرى ، ج 1 ، 241 ) .
خل
( Xall )
خل سركه است او عصب را زيان كنذ .
الابنيه ( بهم 126 ، زل 104 )
پارسيان سركه گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 52 ) . خل سركه است ( اغراض ، 601 ) . خل به فارسى سركه نامند و از خرما و مويز و شكر و عسل و انجير و امثال آن و از حبوبات مثل برنج و غيره ترتيب مىدهند و مراد از مطلق او سركهء انگورى است و بعد از آن مويزى و انجيرى ( تحفه ، 106 ) .
خلاف
( Xel f )
( لا )
Salix aegyptiaca
( فر )
Le saule egptien
خلاف بيذست و ازو خلافست و صفصاف و شاهبيذ .
الابنيه ( بهم 130 ، زل 109 )