تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

خربق

( Xarbaq )

خربق سياه ( لا )

Helleborus albus
( فر )
Hellebore blanc

خربق سفيد ( لا )

Helleborus niger
( فر )
Hellebore noire
خربق دو جنسست سياه و سبيذ و سياه اسهال سودا كنذ و سبيذ مر بلغم را فانى كنذ . الابنيه ( بهم 133 ، زل 111 ) خربق دو نوع است يكى از او سياه است و منبت او در بلاد روم است و نبات او را شاخه‌ها بسيار مانند مقدار انگشت در سطبرى و بر جرم او گره‌ها و مفاصل بود و لون او سياه باشد كه به سرخى زند و نوعى ديگر را معدن در زمين ختلان و بعضى از بلاد ماوراء النهر است و اين نوع پوست نباتى است و به اين سبب مجوف بود . . . به سريانى الاقورطياون گويند و گفته‌اند الاقورطياون دو نوع است نوعى از او آنست كه چون گرگ او را بخورد بميرد و نوع ديگر يوز را هلاك كند . . . سياه او به كندس ماند بلكه از كندس سياه‌تر باشد به لون و خربق كه سپيد باشد به بيخ كبر ماند و از بيخ كبر سپيدتر بود ( ترجمهء صيدنه ، 49 ) . در هدايه از خربق سپيد و سياه كرار ياد شده است ( ر ك : فهرست داروها ) . خربق دو نوع است سياه است و سپيد . . . موش را بكشد و خوك و سك را بكشد ( اغراض ، 636 ) . خربق سپيد ، بيخ شاخها باريك سپيد است مانند پوست چوب پوسيده و سبك است و به پوست خطمى ماند و تلخ‌تر از خربق سياه است . . . نبات او همچون نبات لسان الحمل است لكن كوتاهتر و رنگ نبات او سرخ است و بلندى ساق او چهار انگشت است به هم بازنهاده و ميان ساق او تهى است و او را بيخ بسيار است و اندر كوهپايه و زمين سخت رويد ( ذخيره ، دهخدا ) . خربق سياه برگ نبات او مانند برگ خيار است و ساق او كوتاه است و آنچه از وى به كار آيد بيخ اوست . اصل بيخ او همچون سر پياز است . . . رنگ بيرون او سياه است و اندرون او اغبر است و ميان تهى است و اندرون وى مانندهء خانهء عنكبوت چيزى است و هرگاه بشكنند مانند گردى يا دودى از وى برآيد و اندر خشكى رويد ( ذخيره ، دهخدا ) . كلمهء عربى خربق مأخوذ است از واژهء سريانى خوربكنا
xurbakn
يا خوربكانا
xurbek n
( مايرهوف ، م 397 ) . بازپسين نكته دربارهء خربق آنكه صاحب الابنيه دربارهء خربق سپيد مىنويسد : خربق سبيذ سكان را بكشذ ( زل 113 / 1 - بهم 135 / 4 ) اما در نسخهء « نم » به جاى خربق سپيد ، خربق سفرى آمده است ( ب 45 ) و ظاهرا اشتباه كاتب است كه سفيد را سفرى نوشته زيرا اولا صاحب الابنيه از آغاز تا انجام اين ماده از خربق سپيد و سياه بحث مىكند ثانيا در تمام مآخذ سخن از همين دو نوع