تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

خبازى

( xobb zi )
( لا )
Malva silvestris
( فر )
Mauve sauvage
خبازى ببارسى پنيرك است و او سرد و ترست اندر درجهء اول . . . زود از معده بروذ و نيز سينه نرم كنذ . الابنيه ( بهم 127 ، زل 106 ) آخوندوف و مايرهوف اسم علمى اين گياه را غير از آن نوشته‌اند كه در بالا از « لوى » و « زرگرى » نقل كرده‌ام . علت آن است كه خبازى يا پنيرك از تيرهء پنيرك - هاست و « گياهان تيرهء پنيرك از نظر شكل ظاهرى ، تفاوت كلى با يكديگر دارند مانند آنكه در بين آنها به تفاوت نمونه‌هاى علفى . . . درختچه . . . و درختان عظيم يافت مىشود » ( زرگرى ، ج 1 ، 228 ) . اين تفاوت كلى كه دكتر زرگرى به آن اشاره مىكند در متون مفردات طبى به چشم مىخورد . تعريف خبازى در ترجمهء صيدنه چنين است : نوعى است از انواع تره‌ها . . . ملوكيه را گويند و او نوعى است از انواع خيرى و خبازى دو نوع است دشتى و بستانى . دشتى را خبازى گويند و بستانى را ملوخيا گويند و دشتى از بستانى لطيف‌تر باشد ( ب 48 ) . ملوخيا را هروى در باب ميم تحت عنوان مستقلى به صورت ملوخيه ضبط كرده و نوشته است : ملوخيه جنسيست از خبازى و ذكرش با خبازى اندر باب خا برفت ( زل 250 / 7 - بهم 317 ) . در اغراض روى خا فتحه گذاشته و در تعريفش چنين نوشته‌اند : نوعى است از ملوخيا و گفته - اند كه ملوخيا بوستانى است و خبازى دشتى فى الجمله خبازى نرم‌كننده است . . . و طبع را نرم كند ( ص 601 ) . نوعى از خطمى است ( ذخيره ، اختيارات ، برهان ، تحفه ، نفيسى ، دهخدا ) . خبازى از جنس خطمى است و به فارسى نان كلاغ و پنيرك نامند و بستانى او ملوخياست و برى او را به فارسى خيرو گويند و از مطلق او مراد برى است برگش مستدير و بىمزه و گلش كوچك و سرخ و مايل به تيرگى و تخمش مايل به سياهى مدور و پهن و در وسط او تعقيرى و نبات او كوچكتر از خطمى ( تحفه ، دهخدا ) . امروز در طهران پنيرك به گل پنيرك معروف است و به عراق صادر مىشود ( لوى ، م 217 ) . نيز ر ك : ملوخيه .

خبه

( xobbe )
( لا )
Sisymbrium sophia
( فر )
Sisymbre
خبه سرخ بهتر باشذ خلوقى رنك و او از ناحيت كردان و از كوهاشان برخيزذ . الابنيه ( بهم 137 ، زل 114 ) آخوندوف و شليمر مانند ديگر مؤلفان قديم كه پس از اين به ايشان استناد خواهم كرد همه خبه را به معنى خاكشى