( لا )
Lawsonia alba
( فر )
Henne
حنا سرد و خشكست اندر آخر درجهء اول و اندرو قوتى هست كى تحليل و قبض كنذ .
الابنيه ( بهم 112 ، زل 93 )
به كسر اول و تشديد نون و همزهء آخر است در عربى و در محاورهء فارسى به تخفيف حنا بر وزن بلا گويند ( بهمنيار 112 ) . ابن دريد گويد حنا را علام گويند و رقون و رقان و يرنا و يرينا گويند . . . و منبت او در عرب بسيار باشد و درخت او بزرگ باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 46 ) . حنا سرد است به درجهء اول ( اغراض ، 621 ) . به كسر حا و تشديد نون نباتى است ساقش به قدر نيم زرع و سرخ و برگش شبيه به برگ مورد و عريضتر از آن و نرم و گلش سرخ مايل به سفيدى و فاعيه نامند و خوشبو و در سالى دو بار گل مىكند مركب القوى و مايل به سردى ( تحفه ، 96 ) . صاحب شرح اسماء مىنويسد : هى اليرنا . . . و هى الرقون و الرقان ( م 149 ) . كشت حنا نخست در شمال غربى افريقا معمول بوده و و سپس در ايران و هندوستان و مصر و سوريه و عربستان متداول شده است ( لوى ، 83 ) ، گياهى از ردهء دو لپهايهاى جداگانه گلبرگ كه خود تيرهء مشخصى را به نام حنا مىسازد . اين گياه به صورت درختچهاى است كه در شمال و مشرق افريقا و عربستان و ايران و هند كشت مىشود ( فرهنگ معين ) .
حندقوق
( Handaquq )
( لا )
Trigonella coerulea
( فر )
Lotier
حندقوق كرم و خشكست اندر درجهء سيم و عصارتش درد كرده كاه را و عسر البول و استسقا و احتناق رحم را سوذ كنذ .
الابنيه ( بهم 106 ، زل 88 )
حندقوق را حندقوقا و حندقوقى با الف مقصور نيز نوشتهاند . در ترجمهء صيدنه چنين آمده است : حندقوقا نباتى است . . . به پارسى ديو اسپست گويند ( ب ، 149 ) . حندقوقا - حندقوقى ( داود انطاكى ، دهخدا ) . حندقوقى . . .
در عربى آن را ذرق گويند ( منتهى الارب ، اقرب الموارد ، دهخدا ) . ابن بيطار حند - قوقى ضبط كرده است ( ص 39 ) . حند - قوقا اسم نبطى است از جنس يونجه و برى و بستانى مىباشد و برى را به عربى حباقا و به فارسى ديواسپست صحرائى نامند و بستانى او را به عربى زرق و در اصفهان شبدر گويند و در مازندران شرويت نامند و گلش خوشبو است و با سفيدى و سرخى و برگش به قدر ناخن و شاخههاى او باريك ( تحفه ، 95 ) . حند - قوقى . . . از جنس يونجه است . . . به -