« تغيرا سنگى است سفيد و سبك كه در ميان سنگ رخام يافت مىشود و جهت قلع بياض چشم نافع است » ( تحفه ، 63 ) .
آخوندوف اين واژه را
Taqira
ضبط كرده است و در ترجمهء و شرح خود همينقدر مىنويسد كه تغيره نوعى به ورق است ( ص 174 ، 317 ) . نيز ، ر ك :
به ورق .
تفاح
( Toff h )
( لا )
Pirus malus
( فر )
Pommier
جملهء انواع تفاح زهرها را سوذ كنذ خاصه سيب شيرين .
الابنيه ( بهم 75 ، زل 62 )
تفاح ، در كوه لبنان سيبى است كه او را لذتى و بوئى نيست بخلاف سيبى كه در عراق باشد و گفتهاند در نواحى شيراز و اصطخر موضعى است كه بر راه اصفهان است و در آن موضع سيبى است كه يك نيمهء او شيرين باشد و ترشى او در غايت ترش ( ترجمهء صيدنه ، ب 43 ) . تفاح سيب است شيرين ميل به حرارت دارد اندك و ترش سرد است و غليظ و سيب عفص قابض است بهترين سيبى سيب شامى است . ( اغراض ، 600 ) . تفاح به فارسى سيب نامند ( تحفه ، 63 ) .
سيب . . . درختى به ارتفاع كمتر از درخت گلابى است . قسمت مورد استفاده درخت سيب ، پوست ساقه و ريشه ، برگ ، ميوه و پوست خارجى ميوه آن است .
قسمتهاى مختلف درخت سيب داراى اختصاصات درمانى بشرح زير است . . .
( زرگرى ، ج 1 ، ص 579 - 581 ) .
تلخ پياز
( ر ك : بصل )
تمر
( Tamr )
( لا )
Phoenix dectylifera
( فر )
Dattier , Palmier
تمر غليظست و غذاش بسيارست و جون بسيار خورى تن را فربه كنذ . . . و بهترين خرماها هيرون بود . . . و اما جماز و طلع دو غذاست هر دو سرد .
الابنيه ( بهم ، 78 ، زل 65 )
به لغت تازى خرما را گويند . . . و هرجا كه خرما بسيار باشد اختلاف ميوهء او بسيار باشد و انواع خرماى بصره سى نوع زيادت باشد و در كتب طب خرماى هيرون بسيار ذكر كردهاند ( ترجمهء صيدنه ، ب 43 ) . به فارسى خرما نامند و او را از ابتداى تكون تا انتها هفت مرتبه مىباشد يكى طلع كه وليع نيز گويند و ديگر بلج سيم خلال چهارم بسر پنجم قسب ششم رطب هفتم تمر ( تحفه ، 64 ) .
و اما هيرون كه هروى نام مىبرد :
هيرون ( بر وزن مجنون ) نوعى از خرما ( منتهى الارب - آنندراج ، اقرب الموارد ، دهخدا ) . الهيرون : البرى من التمر و الرطب الواحده هيرونه ( اقرب الموارد ) .