تريويت
trivit
تريوريت
triorit
يا تريپوتا
iri puta
باشد ( لوى م 52 ) .
تريد كه از تيرهء پيچكيان است ريشههاى ضخيم آن مسهل است ( گلگلاب ، دهخدا ) . گياهى از تيرهء پيچكيان كه پا - ياست و ساقهاش پيچنده و زاويهدار و برگهايش قلبى شكل است و ريشه و ساقهء اين گياه در تداوى به عنوان مسهل قوى مصرف مىشود ( فرهنگ معين ) .
ترف
( Tarf )
ترف سخت سردست تشنكى بنشانذ .
الابنيه ( بهم 383 ، زل 217 )
بر وزن حرف كشك سياه را گويند و آن را به عربى مصل و به تركى قراقروت خوانند ( برهان ، دهخدا ) . و نوشادر سوده . . . با ترف بسرشتند و اندر بن زفان همىمالند ( ذخيره ، دهخدا ) .
در هداية المتعلمين چندين بار از ترف يك بار از ترف خوارزمى سخن رفته است . ( ر ك : هدايه ، فهرست داروها ) .
ترمس
( Tarmos , Tormos )
( لا )
Lupinus termis
( فر )
Lupin
ترمس كرم و خشكست اندر درجهء اول .
كرم بكشذ جون به سركه بخورند . . .
بهترينش سرخسى بوذ .
الابنيه ( بهم 81 ، زل 68 )
ترمس را باقلاى مصرى و باقلى شامى نيز نوشتهاند چنان كه بيايد اما هروى بجاى آنكه در همينجا يعنى در ذيل ماده ترمس به باقلى شامى اشاره كند در ذيل مادهء « باقلى » به بيان اين مطلب پرداخته است : « و باقلى شامى را ترمس گويند » ( بهم 42 ) . ترمس و يقال له الجرجر و بالسريانيه ترمسا . . . و قال الرازى حب مثل الباقلى ( صيدنه ، ب 43 ) . در هداية - المتعلمين ( ر ك ، فهرست داروها ) و در ذخيرهء خوارزمشاهى ( به نقل دهخدا ) لغت ترمس آمده است . مؤلف ذخيره در كتاب ديگر خود اغراض الطبيه دربارهء ترمس چنين مىنويسد : باقلى مصرى است گرم است به درجهء اول و خشك به درجهء دوم ( اغراض ، 600 ) . ترمس به فارسى باقلى مصرى نامند و از باقلى كوچكتر و سفيد و اندك فرورفته و مايل به زردى و برى او ريزهتر و زردتر و تلختر در دوم گرم و در آخر آن خشك و بستانى در آخر اول گرم است ( تحفه ، 62 ) . نام گياهى است ترشمزه كه در آشها كنند و باقلاى مصرى و باقلاى شامى را نيز گفته - اند . . . اگر قدرى از آن بجوشانند و آب آن را با عسل بخورند كرمهاى بزرگ و كوچك كه در معده است بيرون آرد و بهق و برص را نيز نافع باشد ( برهان ، معين ) . ترمس . . . و هو الجرجر ( شرح اسماء ، م 379 ) . واژهء ترمس مأخوذ از
thermos
يونانى است و از آنجا به -