متكلّف للحجّ -
كسى كه با تكسّع ( بدون زاد و راحله ) به حج مشرف شود .
موارد استعمال : حج « متكلف للحج » از مستطيع كفايت مىكند . شرح لمعه ، كتاب حج
متلاحمة -
جراحتى كه از گوشت زياد بگيرد ولى به سمحاق استخوان نرسد .
موارد استعمال : پرداخت سه شتر در متلاحمه واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات
متلاعنان -
زن و شوهرى كه بين آنها عمل لعان جارى شود .
موارد استعمال : متلاعنان بعد از لعان به همديگر حرام مىشوند . شرح لمعه ، كتاب لعان
متمتّع -
بهرهمند ، كسى كه از كارى يا چيزى حظ و بهره مىبرد .
در عرف فقيهان ، كسى كه حج تمتع انجام مىدهد .
موارد استعمال : در مقام ضرورت متمتع مىتواند طواف حج را قبل از وقوف عرفة انجام دهد . شرح لمعه ، كتاب حج
متمتّع بها -
زنى كه با عقد متعه به ازدواج مرد آمده باشد .
موارد استعمال : با متمتع بها ، لعان صحيح نيست . شرح لمعه ، كتاب نكاح
متموّل -
دارنده مال .
در عرف فقيهان ، چيزى كه از نظر شرع ماليت دارد ، مانند مشروبات الكلى نيست .
موارد استعمال : اجاره عبد آبق با ضميمه كردن متمول جايز است . شرح لمعه ، كتاب اجاره
متن الحديث -
لفظ حديث كه معنا با آن متحقق مىشود .
موارد استعمال : متن الحديث مقول قول النبىّ مىباشد . الرعاية فى علم الدراية
متناول -
كسى كه از دست ديگرى چيزى بگيرد .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به وسيلهء خوردن و آشاميدن چيزى به داخل شكم وارد كند . مسالك الافهام
موارد استعمال : مريض و مسافر متناول مستحب است كه امساك نمايند .
شرح لمعه ، كتاب صوم
متنبئى -
كسى كه پيشگويى مىكند و از غيب خبر مىدهد .
در فقه ، كسى كه ادعاى پيامبرى و نبوت مىكند .
موارد استعمال : متنبّئى واجب القتل است . شرح لمعه ، كتاب حدود
متواتر -
چيزى كه پىدرپى و پياپى مىآيد .
مجمع البحرين
در عرف فقها ، حديثى است كه طريق آن محصور در عدد معين نباشد و طورى باشد كه عادتا اسناد كذب به آن داده نشود و خبر منتهى به سماع و يا مشاهده گردد و منتهى به استنباط عقلى و نظرى نشود . ترمينولوژى حقوق
موارد استعمال : فقيه بايد از علم حديث در حدّ شناختن متواتر و غيره اطلاع داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب قضاء
متواطى -
شريك جرم ، دسيسهباز .
در عرف فقيهان ، لفظى را گويند كه بر معناى عام كه افراد و مصاديق بسيار در آن شريك باشند دلالت كند .