تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب وصيت

متعة -

شكار و غذائى كه از آن بهره‌مند شوند . در عرف فقها ، 1 ) مقصود از آن نكاح المتعة ( ازدواج موقت ) است . موارد استعمال : اماميه به اتفاق ازدواج مستحبّ ( متعه ) را مشروع مىدانند . شرح لمعه ، كتاب نكاح 2 ) اسب و يا ده دينار و يا لباس پربهاء . موارد استعمال : مردى كه بدون تعيين مهر با زنى ازدواج كرده و پس از دخول مىخواهد طلاق بدهد بايد به زن متعه پرداخت كند . شرح لمعه ، كتاب نكاح

متّغر -

بچه‌اى كه دندانهاى شيرى او ( كه معمولا مىافتد ) بيفتد و در جاى آن‌ها دندانها ديگر برويد ، به اين شخص متغر نيز گفته مىشود . موارد استعمال : ديه دندان متّغر در صورت عدم روئيدن دندان مثل ديه ساير دندانها مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ديات

متغلّب -

غلبه‌كننده . در عرف فقها ، كسى است كه با زور و غلبه از مردم اخّاذى كند . موارد استعمال : در كفالت تسليم تام مكفول ( متغلب مانع تحويل آن نباشد ) لازم است . شرح لمعه ، كتاب كفالت

متفرّدات علمائنا -

مسائلى را گويند كه تنها دانشمندان شيعه آن‌ها را ذكر كرده‌اند . موارد استعمال : حباء از متفردات علمائنا مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ارث

متقبّل -

گيرنده چيزى . در فقه ، 1 ) مزارعى است كه پس از قرار عقد مزارعه در مقابل پيشنهاد مالك مبلغى و يا مقدارى را به‌طور قطعى به مالك بدهد و بقيه محصول را خودش تصاحب نمايد . موارد استعمال : زايد بر تقبيل و خرص مال متقبل است . شرح لمعه ، كتاب مزارعه 2 ) مقاطعه كار و كسى كه با عقد اجاره انجام كارى را قبول مىكند . موارد استعمال : هركس كارى را قبول كند مىتواند آن كار را به ديگرى به قيمت كمتر بدهد و در تحويل عين به متقبل بايد از مالك اجازه بگيرد . شرح لمعه ، كتاب اجاره

متكافلين -

دو نفر كه مسئوليت مشترك در امر اداره خانواده داشته باشند . در عرف فقيهان ، دو نفر را گويند كه هركدام به بدهى ديگرى ضمانت داشته باشند خواه هم‌زمان ضمانت كنند ، خواه به ترتيب باشد . موارد استعمال : حواله به دو نفر متكافلين جايز است . شرح لمعه ، كتاب حواله

متكسّب -

متظاهر به كسب . در عرف فقيهان ، كسى كه جهت پرداخت دين قدرت كسب دارد . موارد استعمال : پرداخت دين به متكسب واجب است . شرح لمعه ، كتاب دين

متكلّف -

آنچه به رنج و زحمت انجام شود . موارد استعمال : براى فاقدين شرايط استطاعت حج مستحب است متكلّفا حج به جا آورند . شرح لمعه ، كتاب حج
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 463 | حسين مروج