جذام ( مرضى است كه با خشك شدن اعضا و ريختن گوشت آنها ظاهر مىشود ) مبتلا گردد .
موارد استعمال : در حديث است « فرّ من المجذوم فرارك من الأسد . »
طلبة الطلبه ، كتاب نكاح ؛ مجمع البحرين
مجرّد -
كسى كه تمام لباسهاى او را درآورند و چيزى در بدن او نماند .
مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، كسى كه تمام لباسهاى او را به جز ساتر عورتين از بدن او درآورند .
موارد استعمال : به مرد زناكار درحالىكه مجرّد است تازيانه مىزنند .
شرح لمعه ، كتاب حدود
مجسّم -
به صورت جسم درآورنده ، آشكاركننده .
در فقه ، طائفه و گروهى است كه بر جسم بودن خداوند اعتقاد دارند .
مستمسك العروة الوثقى
موارد استعمال : خارجى و ناصبى و مجسم در حكم كافر مىباشند .
شرح لمعه ، كتاب طهارت
مجسّمة -
گروهى كه معتقد به جسم بودن خداوند هستند . مستمسك العروة الوثقى
موارد استعمال : كلمه مسلمون شامل مجسّمه نمىشود ، مرحوم شهيد اول در كتاب دروس مجسمه را كافر مىداند .
شرح لمعه ، كتاب وقف
مجعول -
ساخته شده .
در عرف فقيهان ، مالى را گويند كه در جعاله در مقابل انجام كار قرار داده مىشود .
موارد استعمال : در صورت اختلاف در جنس مجعول ( اگر اختلاف قيمت باشد ) طرفين هر دو بايد قسم بخورند .
شرح لمعه ، كتاب جعاله
مجلس اسلام -
مجلسى است كه كافر در آن كلمه اسلام را بر زبان جارى كند . حاشيه سلطان العلماء ، شرح لمعه
موارد استعمال : در سبقت اسلام آخرين كلمه اسلام معتبر است و وحدت مجلس اسلام اعتبار ندارد . شرح لمعه
مجلس واحد -
يك نشست .
موارد استعمال : بنابر قول مشهور چهار بار اقرار به زنا و لواط در مجلس واحد براى ثبوت حد كفايت مىكند .
شرح لمعه ، كتاب حدود
مجلّى -
كسى كه غصه ديگرى رفع مىكند .
در عرف فقها ، حيوانى است كه در ميدان مسابقه از ديگران سبقت گيرد .
موارد استعمال : در عقد سبق به سابق مجلّى گفته مىشود . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه
مجنون -
ديوانه ، بىعقل .
در عرف فقها ، به فاقد تشخيص نفع و ضرر و حسن و قبح مجنون گفته مىشود . ترمينولوژى حقوق ؛ معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : شهادت مجنون در حال جنون اعتبار ندارد . شرح لمعه ، كتاب شهادت
مجنون ادوارى -
كسى كه در بعض اوقات جنون دارد و گاهى سالم است ، مجنون ادوارى ناميده مىشود .