تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
جذام ( مرضى است كه با خشك شدن اعضا و ريختن گوشت آن‌ها ظاهر مىشود ) مبتلا گردد . موارد استعمال : در حديث است « فرّ من المجذوم فرارك من الأسد . » طلبة الطلبه ، كتاب نكاح ؛ مجمع البحرين

مجرّد -

كسى كه تمام لباسهاى او را درآورند و چيزى در بدن او نماند . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، كسى كه تمام لباسهاى او را به جز ساتر عورتين از بدن او درآورند . موارد استعمال : به مرد زناكار درحالىكه مجرّد است تازيانه مىزنند . شرح لمعه ، كتاب حدود

مجسّم -

به صورت جسم درآورنده ، آشكاركننده . در فقه ، طائفه و گروهى است كه بر جسم بودن خداوند اعتقاد دارند . مستمسك العروة الوثقى موارد استعمال : خارجى و ناصبى و مجسم در حكم كافر مىباشند . شرح لمعه ، كتاب طهارت

مجسّمة -

گروهى كه معتقد به جسم بودن خداوند هستند . مستمسك العروة الوثقى موارد استعمال : كلمه مسلمون شامل مجسّمه نمىشود ، مرحوم شهيد اول در كتاب دروس مجسمه را كافر مىداند . شرح لمعه ، كتاب وقف

مجعول -

ساخته شده . در عرف فقيهان ، مالى را گويند كه در جعاله در مقابل انجام كار قرار داده مىشود . موارد استعمال : در صورت اختلاف در جنس مجعول ( اگر اختلاف قيمت باشد ) طرفين هر دو بايد قسم بخورند . شرح لمعه ، كتاب جعاله

مجلس اسلام -

مجلسى است كه كافر در آن كلمه اسلام را بر زبان جارى كند . حاشيه سلطان العلماء ، شرح لمعه موارد استعمال : در سبقت اسلام آخرين كلمه اسلام معتبر است و وحدت مجلس اسلام اعتبار ندارد . شرح لمعه

مجلس واحد -

يك نشست . موارد استعمال : بنابر قول مشهور چهار بار اقرار به زنا و لواط در مجلس واحد براى ثبوت حد كفايت مىكند . شرح لمعه ، كتاب حدود

مجلّى -

كسى كه غصه ديگرى رفع مىكند . در عرف فقها ، حيوانى است كه در ميدان مسابقه از ديگران سبقت گيرد . موارد استعمال : در عقد سبق به سابق مجلّى گفته مىشود . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه

مجنون -

ديوانه ، بىعقل . در عرف فقها ، به فاقد تشخيص نفع و ضرر و حسن و قبح مجنون گفته مىشود . ترمينولوژى حقوق ؛ معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : شهادت مجنون در حال جنون اعتبار ندارد . شرح لمعه ، كتاب شهادت

مجنون ادوارى -

كسى كه در بعض اوقات جنون دارد و گاهى سالم است ، مجنون ادوارى ناميده مىشود .