« سعيد » اى نوشكفته گلبن راز * « سعيد » اى شاهباز اوج پرواز
سعيد اى شيردل در جبهه و جنگ * منزّه از همه از نقص و از ننگ
سعيد اى بلبل شوريده احوال * رضاى حق هدف در كلّ افعال
سعيد اى منبع فضل و كمالات * رهين لطف حق در جمله حالات
سعيد اى ذاكر مخلص به هر حال * حسين بن على ( ع ) را هر مه و سال
سعيد اى ذاكر با رأى و تدبير * به اشعار و احاديث و به تفسير
سعيد اكنون تو مشمول عنايت * شدى در محضر نور هدايت
سعيد آمد به دنيا آن نكوكار * سعادت شد نصيبش آخر كار
غم هجران تو اى يار جانى * به آخر كى رسد در دار فانى
« بصيرى » در غم مرگ عزيزش * نخشكد هر دو چشم اشگريزش
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 584
مساهمون: حسين مروج
ص٥٨٤