موارد استعمال : وصيت به اخوت درست است به علت اينكه اخوت لفظ متواطى است و لفظ مشترك نيست .
شرح لمعه ، كتاب وصيت
متوقّف فيه -
حديثى كه از مصاحب معصوم نقل و روايت شده باشد و به معصوم نرسد . فرهنگ معارف اسلامى
موارد استعمال : حديث محمّد بن مصارف ( حديثى است كه در آن لعان فقط به زن مدخوله اختصاص يافته است ) متوقف فيه است . شرح لمعه ، كتاب لعان
متوكّل -
كسى كه به خداوند توكّل كند .
در عرف فقيهان ، كسى كه وكالت قبول كند .
موارد استعمال : صبى و مجنون نمىتوانند متوكل بشوند . شرح لمعه ، كتاب وكالت
مثابة للنّاس -
مرجع مردم .
موارد استعمال : بيت خداوند
« مَثابَةً لِلنَّاسِ »
است . طلبة الطلبه ، كتاب مناسك
مثاقيل تبر -
چند مثقال طلاى غير مسكوك است .
موارد استعمال : چهار مثاقيل تبر را در مقابل سه مثاقيل عين فروختن ربا است .
طلبة الطلبه ، كتاب صرف
مثاقيل عين -
چند مثقال طلاى مسكوك .
موارد استعمال : چهار مثاقيل طلاى غير مسكوك در مقابل سه مثاقيل عين ربا است . طلبة الطلبه ، كتاب صرف
مثانة -
راه بيرون آمدن بول و بچه در زنان .
در عرف فقها ، از بدن انسان به جايى كه بول جمع مىشود مىگويند .
موارد استعمال : از حيوان مذبوح مثانه حرام است . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه
مثبت -
استواركننده .
در عرف فقيهان ، اگر در موضوعى دو روايت وارد باشد كه يكى از آنها داراى مطلب مخصوص باشد كه ديگرى آن مطلب را ندارد ، به روايت اولى « مثبت » گويند .
موارد استعمال : روايت مثبت ، مقدم بر روايت غير مثبت است . شرح لمعه ، كتاب كتابت
مثغر -
كسى كه دندانهاى شيرى او افتاده .
موارد استعمال : در جنايت به هريك از دندانهاى مثغر ، پرداخت يك شتر به عنوان ديه واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات
مثقل -
زن باردار كه وضع حمل آن نزديك است .
در عرف فقيهان ، شيئى سنگين و چيز ثقيل را گويند .
موارد استعمال : شكارى كه با مثقل كشته مىشود گوشت آن حلال نيست .
شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه
مثل -
شبيه ، نظير . قاموس فقهى
موارد استعمال : در قرض ردّ مثل ( در صورت امكان ) واجب است . شرح لمعه ، كتاب دين
مثلى -
مالى كه اشباه و نظاير آن نوعا فراوان و شايع باشد ، مانند حبوبات .
موارد استعمال : با اقاله بيع مبيع به فروشنده و ثمن به مشترى برمىگردد و در صورت تلف اگر مثلى باشد مثل آن داده مىشود .
شرح لمعه ، كتاب متاجر