در عرف فقيهان ، به قسمتى از موارد وصيت كه اجرا نشده و باقى مانده است متخلف گفته مىشود .
موارد استعمال : در متخلف هر دو وصىّ ( صغير و كبير البته پس از بلوغ صغير ) بايد با توافق اقدام نمايند .
شرح لمعه ، كتاب وصيت
متخلّى -
كسى كه در خلوت و به تنهايى زندگى مىكند .
در فقه ، كسى است كه به خلاء ( محل بول و غائط ) داخل شده و دارد قضاء حاجت مىكند .
موارد استعمال : ستر عورتين براى متخلّى واجب است . شرح لمعه ، كتاب طهارت ؛ مجمع البحرين
متداعيان -
مدّعى ، مدعى عليه .
طلبة الطلبه ، كتاب دعوا
موارد استعمال : اگر بچه پس از بلوغ خود را به يكى از متداعيان نسبت دهد قول او مورد قبول واقع مىشود . جواهر الكلام ، ج 40
متردّية -
حيوانى كه در اثر سقوط از كوه و يا در اثر سقوط به چاه كشته شود .
موارد استعمال : منخنقه ، موقوذه ، متردّيه حرام است . آيه 4 ، سورهء مائده
متزوّج -
شخص خوابآلود .
در عرف فقيهان ، كسى كه ازدواج ( به صورت دائمى و موقت ) نموده است .
موارد استعمال : متزوج با ازدواج نصف دين خود را احراز كرده است .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
متساوى الاجزاء -
اشيائى كه اجزاء آنها در قيمت و نفع و صفات با يكديگر تفاوت ندارند مانند گندم و جو و غيره .
موارد استعمال : در اشياء متساوى الأجزا ( مثلى ) غاصب بايد مثل آنها را برگرداند . شرح لمعه ، كتاب غصب
متسكّع -
كسى كه در تاريكى بيراهه مىرود ، كسى كه در كار خود سرگشته و حيران است .
در فقه ، كسى است كه بدون زاد و راحله و با تحمل مشقت به حج مىرود .
موارد استعمال : شخص مستطيع اگر متسكعا به حج مشرف شود ، حج واجب از او ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب حج
متشبّث -
كسى كه به چيزى چنگ مىزند و يا آويزان مىشود .
در فقه كسى كه متصرف ( مالك و غير مالك ) در مالى باشد متشبث ناميده مىشود و ذو اليد نيز به آن گفته مىشود .
موارد استعمال : در دعواى مالى يمين متوجه متشبث مىشود . شرح لمعه ، كتاب قضاء
متظاهر بالفسق -
كسى كه عمل فسق انجام دهد و از مردم پنهان نشود و خود را به مردم نشان دهد .
موارد استعمال : به متظاهر به فسق فاسق گفتن حرام نيست و گوينده تعزير نمىشود .
شرح لمعه ، كتاب حدود
متعلّق الوصيّة -
مورد وصيت است كه شخص مىخواهد پس از مرگ او در اختيار ديگرى قرار گيرد .
موارد استعمال : متعلق وصيت بايد ماليت