تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
در عرف فقيهان ، به قسمتى از موارد وصيت كه اجرا نشده و باقى مانده است متخلف گفته مىشود . موارد استعمال : در متخلف هر دو وصىّ ( صغير و كبير البته پس از بلوغ صغير ) بايد با توافق اقدام نمايند . شرح لمعه ، كتاب وصيت

متخلّى -

كسى كه در خلوت و به تنهايى زندگى مىكند . در فقه ، كسى است كه به خلاء ( محل بول و غائط ) داخل شده و دارد قضاء حاجت مىكند . موارد استعمال : ستر عورتين براى متخلّى واجب است . شرح لمعه ، كتاب طهارت ؛ مجمع البحرين

متداعيان -

مدّعى ، مدعى عليه . طلبة الطلبه ، كتاب دعوا موارد استعمال : اگر بچه پس از بلوغ خود را به يكى از متداعيان نسبت دهد قول او مورد قبول واقع مىشود . جواهر الكلام ، ج 40

متردّية -

حيوانى كه در اثر سقوط از كوه و يا در اثر سقوط به چاه كشته شود . موارد استعمال : منخنقه ، موقوذه ، متردّيه حرام است . آيه 4 ، سورهء مائده

متزوّج -

شخص خواب‌آلود . در عرف فقيهان ، كسى كه ازدواج ( به صورت دائمى و موقت ) نموده است . موارد استعمال : متزوج با ازدواج نصف دين خود را احراز كرده است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

متساوى الاجزاء -

اشيائى كه اجزاء آن‌ها در قيمت و نفع و صفات با يكديگر تفاوت ندارند مانند گندم و جو و غيره . موارد استعمال : در اشياء متساوى الأجزا ( مثلى ) غاصب بايد مثل آن‌ها را برگرداند . شرح لمعه ، كتاب غصب

متسكّع -

كسى كه در تاريكى بيراهه مىرود ، كسى كه در كار خود سرگشته و حيران است . در فقه ، كسى است كه بدون زاد و راحله و با تحمل مشقت به حج مىرود . موارد استعمال : شخص مستطيع اگر متسكعا به حج مشرف شود ، حج واجب از او ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب حج

متشبّث -

كسى كه به چيزى چنگ مىزند و يا آويزان مىشود . در فقه كسى كه متصرف ( مالك و غير مالك ) در مالى باشد متشبث ناميده مىشود و ذو اليد نيز به آن گفته مىشود . موارد استعمال : در دعواى مالى يمين متوجه متشبث مىشود . شرح لمعه ، كتاب قضاء

متظاهر بالفسق -

كسى كه عمل فسق انجام دهد و از مردم پنهان نشود و خود را به مردم نشان دهد . موارد استعمال : به متظاهر به فسق فاسق گفتن حرام نيست و گوينده تعزير نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود

متعلّق الوصيّة -

مورد وصيت است كه شخص مىخواهد پس از مرگ او در اختيار ديگرى قرار گيرد . موارد استعمال : متعلق وصيت بايد ماليت