امام در نماز جماعت است البته در انجام افعال نماز .
موارد استعمال : متابعة المأموم در نماز جماعت واجب است . شرح لمعه ، كتاب صلات
متاجر -
جمع متجر است و در عرف فقيهان به سه معنى استعمال شده است :
1 ) تجارت و بازرگانى ، مانند مقتل كه به معناى كشتن است .
موارد استعمال : متاجر به پنج قسم منقسم مىشود : واجب ، حرام ، مستحب ، مكروه و مباح . شرح لمعه ، كتاب متاجر
2 ) اعيان و اجناسى است كه به وسيلهء آنها معاملات انجام مىشود .
موارد استعمال : متاجر به واجب ، حرام ، مكروه ، مستحب و مباح قسمت مىشود .
شرح لمعه ، كتاب متاجر
3 ) مال غير مخمّس از كسى كه خمس بده نيست .
در خريدن متاجر بأسى و خوفى نيست . مجمع البحرين
متاخمة -
مملكت هممرز .
در عبارت فقها آمده است « اذا كانت بلدة من بلاد الإسلام متاخمة لدار الحرب » . طلبة الطلبه ، كتاب سير
متبايعان -
خريدار ، فروشنده .
در حديث « اذا اختلف المتبايعان . . . » به خريدار و فروشنده اطلاق شده است . طلبة الطلبه ، كتاب بيع
متبرّع -
به كسى كه عطاى بدون مقابل مىكند و حالت تطوع دارد گفته مىشود .
مجمع البحرين ؛ معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در امر زراعت گندم كار كرد متبرع به عنوان مؤنه به حساب نمىآيد تا پس از كسر آن زكات واجب شود .
شرح لمعه ، كتاب زكات
متبرّعة -
زنى كه به بچه ديگرى شير مىدهد و در مقابل عوض نمىگيرد .
موارد استعمال : روزه اگر به بچه متبرعه ضرر برساند او نمىتواند روزه بگيرد بايد روزه را بخورد . شرح لمعه ، كتاب صوم
متجمّل -
زينت يافته ، خودآراء .
در فقه ، كسى است كه بر روزگار شكيبا باشد و خوارى را بر خود ظاهر و نمايان نسازد و خود را بىنياز جلوه دهد .
شرح لمعه ؛ جواهر الكلام ، كتاب زكات
موارد استعمال : زكات نعم و مواشى را مستحب است به متجمل اختصاص دهد . شرح لمعه ، كتاب زكات
متحرّف للقتال -
كسى كه جاى خود را در جنگ عوض مىكند تا بهتر جنگ نمايد ، مثلا جايى مىرود كه پشت به آفتاب باشد و يا به منبع آب نزديكتر شود .
موارد استعمال : فرار از جنگ براى متحرف للقتال جايز است . شرح لمعه ، كتاب جهاد
متحيّز الى فئة -
كسى كه به فئة گروه و دسته خود منضم مىشود تا به وسيلهء آنها بهتر بتواند جنگ نمايد .
موارد استعمال : فرار از جنگ براى متحيّز الى فئة جايز است . شرح لمعه ، كتاب جهاد
متخلّف -
خلافكننده ، خلافكار .