وقف عام
وقفى را گويند كه راجع به جهات عامه باشد مثل مساجد و مدارس و هرچه از اين قبيل باشد « 1 » .
وقف مؤبد
وقفى است كه مصرف آن عادتا منقرض نمىشود مانند وقف بر فقراء و مساكين .
وقف منقطع
عبارت است از وقف غير مؤبد . و به بيان ديگر وقف بر عدهاى كه غالبا منقرض مىشوند وقف منقطع ناميده مىشود مثل اينكه شخص ملكى را بر اولاد خويش وقف نمايد و به يك بطن يا چند بطن اكتفا كند . صحت چنين وقفى مورد اختلاف مىباشد « 2 » .
برخى از فقهاى اماميه معتقدند كه اين نوع وقف نيست بلكه حبس است و صحيح مىباشد . زيرا دوام شرط صحت وقف است . و اين قول چنان كه در رياض مىنويسد ، مشهور است و در حدائق و مكاسب قول به صحت مشهور معرفى شده است « 3 » . و ابو حنيفه چنان كه از كتاب الهدايه استفاده مىشود آن را باطل و ناتمام دانسته و از شافعى دو قول منقول است . و احمد و مالك چنان كه از كتاب المغنى استفاده مىشود به صحت آن فتوا دادهاند « 4 » .
وكالت
( به فتح واو و به كسر آن ) چنان كه از لسان و صحاح استفاده مىشود اسم ( مصدر ) از « توكيل » است . گفته مىشود : « و كلته بأمر كذا توكيلا و الاسم الوكالة
هامش
( 1 ) . كليات حقوق اسلامى ( استاد محمد عبده ) ص 317 .
( 2 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 463 ، تذكرة الفقهاء ج 2 ، ص 432 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 6 ، ص 22 .
( 3 ) . رياض المسائل ج 2 كتاب وقوف ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 463 ، مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 174 .
( 4 ) . الهدايه ( شرح بداية المبتدى ) ج 3 ، ص 15 ، مغنى المحتاج ج 2 ، ص 384 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 6 ، ص 22 .